. کاربران گرامي براي دريافت آخرين اطلاعات روزانه سايت در خبرنامه سايت عضو شويد

English اللغة العربية Italiano Français Español Русский فارسی Türkçe  日本語 中文
لوگوي ورزشي ايران حال

اضافه کردن ايران حال به فهرست علاقه منديها
اين صفحه را به فهرست علاقه ها يتان اضافه کنيد  را صفحه آغاز مرور گر خود کنيدايران حال  ايران حال را صفحه آغاز مرورگرخود کنيد از مطالب ايران حال درون سايت خود استفاده کنيد.  ازمحتوي ايران حال راحتتر استفاده کنید.پيوند به ايران حال پيوند به ايران حال تبليغات در ايران حال دات كام تبليغات در سايت
 
چرا اين وب ساخته شد ؟ مرامنامه حق تاليف گزارش تخلف ارتباط سريع با ايران حال
صفحه اصلي صفحه خانگياخبار ایران وجهان ايران حال خبرياخبار ورزشي ايران حال ورزشياخبار پزشکی ايران حال و سلامتيسلامتي ایران حال و موبایل نکات خانه داري ایران حال و نکات خانه داري روابط همسران جوان ایران حال وروابط همسران جوانتغذيه رژيمي ایران حال و تغذيه رژيمي مقالات آشپزي ایران حال و مقالات آشپزي
بايگاني اخبار کلمه  تغيير زبان نوشتاري فرم ( فارسي / لاتين)

آخرين خبرها

 هدایتی قهر کرد تا هیات مدیره آجورلو را برکنار کند !

باشگاه استیل آذین هر گونه ارتباط با اتفاقات برنامه 90 را تکذیب کرد

محدوديت ورزش از نگاه دو براي پخش فوتبال

حسین هدایتی از فوتبال کناره گیری کرد

چه كسي اجازه نداد 90 مصاحبه كريمي را پخش كند ؟

آزمون قطبي در شرق آسيا / 23بار بازي با چين

افزايش شانس حضور تيموريان در سپاهان

اطلاعيه كادر فني تيم ملي فوتبال درباره اخبار تيم ملي

جام حذفي فوتبال از 22 شهريور آغاز مي‌شود

مجتبي شريفي: ديگر تذکر نمي دهيم

زمین ناهموار (کاریکاتور ورزشی)

مصاحبه جنجالی محمد دادکان

20 مصدوميت عجيب و غريب در دنياي فوتبال

دوپينگ مالي عدالت در فوتبال را زير سئوال برد/ به خاطر تخلف ديگران تنبيه مي‌شويم

كفاشيان: پرونده دايي تمام شده، نيازي به نشست مشترك نيست

علی آبادی جان کجایی؟!

رضازاده حق دارد براي خودش پاداش بنويسد! + (عكس نامه)

چلنگر: اكبري بايد 400 سال محروم مي‌شد!

اعلام برنامه هفته دهم تا سيزدهم ليگ برتر/داربي پايتخت 23مهر

افشاگري دوباره درخصوص مخدوش بودن نمونه هاي ارسالي فوتباليست ها

برنامه‌هاي تيم ملي فوتبال تا جام ملتها تشريح شد / بازي با يک تيم بزرگ در تهران

جزئیات تازه‌تری از قرارداد دایی با فدراسیون فوتبال

شروط مختلف تيموريان برای آبی و قرمز !

از همه مي‌پرسد امافردوسي‌پور جوابگو نيست !

كريمي: هيچ صحبتي از پيشنهاد پرسپوليس نكردم

هفته هفتم ليگ برتر / پرسپوليس و فولاد به تساوي رضايت دادند

هفته هفتم ليگ برتر / ذوب آهن صدر جدول را از پرسپوليس پس گرفت

هفته هفتم ليگ برتر / ملوان‌ها از سد نفت عبور كردند

هفته هفتم ليگ برتر / شكست كهكشاني‌هاي تهران برابر تراكتورسازي در ورزشگاه تختي

هفته هفتم ليگ برتر / شكست شهرداري تبريز مقابل پيکان در جشنواره گل

هفته هفتم ليگ برتر / تساوي تيم‌هاي پاس و سايپا

رقابت صنعتي علي كريمي و علي دايي !

با این مدیر همه از ایران فرار می کنند !

جام باشگاههاي اروپا / رئال مادريد با آث ميلان هم گروه شد

هفته هفتم ليگ برتر / پيروزي استقلال مقابل شاگردان قلعه‌نويي

هفته هفتم ليگ برتر / تساوي خانگي نفت مقابل مس كرمان

پرونده فدراسيون و سرمربي پرسپوليس بسته مي‌شود

سيدبندي مرحله گروهي ليگ قهرمانان اروپا

نامه سرگشاده رونالدينيو به بارسايي‌ها

هفته ششم ليگ برتر / استقلال مقابل نفت تهران متوقف شد

هفته ششم ليگ برتر / پيروزي سپاهان برابر پاس در وقت‌هاي اضافه

هفته ششم ليگ برتر / نخستين پيروزي پيكان و ادامه ناكامي‌هاي استيل‌آذين

هفته ششم ليگ برتر / دومين پيروزي شاگردان مرفاوي برابر فولاد

دايي: حال كه حقانيتم ثابت شد به فيفا شكايت مي‌كنم

توپخانه دادكان خاموش نمي‌شود

انتقاد تند حامیان عادل از فردوسی‌پور !

تاج :همه چیز تقصیر کفاشیان است !

مزدک میرزایی: جوابی برای حرف‌های مایلی کهن ندارم

واعظ ‌آشتياني و مهريزي اعضاي جديد هيات‌مديره استيل‌آذين

همه حرفهای دایی و فردوسی پور در برنامه 90

هفته پنجم ليگ برتر / برتري پرسپوليس مقابل راه‌آهن

هفته پنجم ليگ برتر / نخستين پيروزي شهرداري تبريز در ليگ دهم رقم خورد

آنلكا: به راي اين دلقك‌ها تا حد مرگ خنديدم

حضور پروين و درخواست بخشش علي كريمي

حضور قطبي در فولادشهر و عصبانيت قلعه‌نويي

هفته پنجم ليگ برتر / نخستين پيروزي خانگي استقلال برابر پيكان

هفته پنجم ليگ برتر/ پيروزي ذوب‌آهن در دربي و ناكامي شاگردان قلعه‌نويي

هفته پنجم ليگ برتر/ تساوي شاهين و تراكتورسازي در بوشهر

هفته پنجم ليگ برتر / ملوان در خانه مغلوب سايپا شد

هفته پنجم ليگ برتر / پاس همدان و نفت تهران به تساوي رضايت دادند

هفته پنجم ليگ برتر / استيل‌آذين در دقايق پاياني از شكست خانگي فرار كرد

پشت پرده کامل اخراج علی کریمی از استیل آذین

وثیقه سنگین، ضامن پناهنده نشدن پاروزنان

مطالب و مستندات راي بر محق بودن دايي دارد !

موافقت صداوسيما با درخواست علي دايي

هفته پنجم ليگ برتر / فولاد با تساوي بدون گل برابر صبا متوقف شد

آنلکا از حضور در 18 بازي ملي محروم شد

برنامه مسابقات و داوران هفته پنجم ليگ برتر

پرسپوليس پاسپورت اوساله را نمي دهد!

اخبار ريز و درشت از فوتبال ايران

كودتاي ستاره‌هاي استيل به پشتيباني كريمي

حق با دايي بود !

بازتاب موفقيت دختران ايراني در سايت فيفا

حسين هدايتي:مشکل کريمي بايد در کميته انضباطي مطرح مي‌شد

حرف های جالب آجرلو در مورد علی کریمی

مصطفي آجورلو: کريمي از دلايل ناکامي تيم بود

از سيما نيم ساعت وقت مي‌خواهم تاتمامي مدارک را ارائه دهم

کميته استيناف : علي دايي طلبي ندارد

بازتاب اخراج "علي کريمي" در رسانه‌هاي عربي

اعتراض هواداران آباداني به عملكرد شريفي

هفته چهارم ليگ برتر / پرسپوليس با يك گل بر صنعت نفت غلبه كرد

دفاع جانانه مهدوي‌كيا از كريمي !

علي كريمي: من يك مسلمان هستم

علي كريمي از استيل آذين اخراج شد

ابهام در قرارداد پرسپوليس و اوساله :قوانين فيفا به نفع مهاجم هپاتيتي

9 فوتبالیست معروف مشکوک به دوپینگ !

ورزشگاهها بلای جان ورزشکاران / برای نونا دعا کنید

فيفا 14 روز به وينگادا برای محرومیت پرسپوليس مهلت داد

مایلی کهن بعد از باخت هم بی خیال علی دایی نشد!

راي استيناف پرونده‌ي "علي دايي – فدراسيون فوتبال" صادر شد

هفته چهارم ليگ برتر / استقلال در دقايق پاياني از شكست خانگي گريخت

هفته چهارم ليگ برتر / ذوب آهن با 2 گل سايپا را مغلوب كرد

هفته چهارم ليگ برتر / تساوي پيكان و ملوان و كسب نخستين امتياز قزويني‌ها

هفته چهارم ليگ برتر / تراكتورسازي در خانه مغلوب پاس همدان شد

هفته چهارم ليگ برتر / اولين پيروزي قلعه‌نويي مقابل شاگردان استيلي

ایراد فیفابه لباس تیم دختران ایرانی + عکس

دايي، بازنده دعوای پرماجرا !

نحوه راهيابي تيم‌هاي آسيايي به مسابقات جام جهاني 2014 برزيل

فيفا به دنبال حذف مساوي و وقت اضافه از جام جهاني

ديدار ناتمام تراکتورسازي و پاس امروز(شنبه)برگزار مي‌شود

طرح بزرگ ختم 14.000.000 صلوات جهت تعجيل در فرج امام زمان(عج)

شروع ماه رمضان 1389 لغايت عيد فطر ثبت نام كنيد

كارت پستال سخنگو!
كارت پستال با صداي خودتان تا به حال هيچ‎كس چنين هديه‎اي را نديده است شما اولين نفر باشيد !!
عینک 3 بعدی! 
آیا تا کنون فیلمهای 3 بعدی را تجربه کرده اید؟لذت دیدن فیلم ها و عکسهای 3 بعدی را با عینکهای آناگلیف تجربه کنید
گردنبند سنگ تولد شما
با هديه اين گردنبند سنگ به اطرافيان و آشنايان آنها را شگفت زده كنيد
فروشگاه مجازی از تئوری تا عمل
ناگفته هایی از چگونگی پیشرفت سریع فروشگاه های مجازی در ایران اطلاعاتی كه هیچ كس به راحتی در اختیار شما قرار نخواهد داد
خودكار جادويي!
راي نوشتن پيام هاي محرمانه, هر متني ميخواهيد بنويسيد...
متن شما نامرئي مي شودفقط با نور مخصوص مي توانيد ببينيد
آموزش زبان ?HOW DO YOU DO  
در این مجموعه شما قدم به قدم به همراه یک ربات شروع به یادگیری زبان انگلیسی خواهید کرد بهترین آموزش زبان با استفاده از صوت و تصویر است

 شماره خبر:  1776    تاريخ انتشار خبر:    16/08/1386  تعداد دفعات مشاهده خبر: 5800 مرتبه تا کنون

 نسخه قابل چاپ خبر چاپ نسخه قابل چاپ خبر  ارسال خبر به دوستان ارسال خبر به دوستان ارسال خبر از طريق Yahoo messenger ارسال خبر از طريق ياهو مسنجر براي دوستان

   با عضويت در فهرست خبری سایت همه روزه آخرین اخبار و اطلاعات به روز رسانی سایت را در پست الکترونیک خود مطالعه فرمایید کلیک کنید.

 در چارخونه فيروز كريمي چه مي‌گذرد؟

 
كليد خانه پشت در است. هر چند دقيقه يك نفر مي‌آيد داخل خانه، كاري كه دارد انجام مي‌دهد، بعضي مهمان‌ها مي‌نشينند روي مبل، بعضي‌ها هم مي‌روند.
باز يكي ديگر مي‌آيد. فيروز كريمي بين حرف‌هايش افرادي را كه مي‌آيند و نمي‌روند معرفي مي‌كند؛ «اين رضا مهاجري است؛ مربي خودمان در استقلال اهواز. اين دامادم است، مهندس اسماعيل‌پور.

اين طلوع است، مثل دختر خودم مي‌ماند....» بازار معرفي داغ است. فرزانه خانم كريمي مي‌گويد: «كليد را پشت در خانه مي‌گذاريم، من دارم كارهايم را مي‌كنم كه همسايه‌ها خودشان مي‌آيند داخل».

فيروز كريمي هميشه از جنجالي‌ترين و موفق‌ترين مربي‌هاي فوتبال ايران است. او بيان خاص خودش را دارد.

تيمش هميشه طرفدارهاي خودش را دارد؛ طرفدارهاي فيروز كريمي! كريمي از موفق‌ترين مربي‌هاي فوتبال ايران است؛ كريمي اين روزها سرمربي استقلال اهواز است.هنر او پيروزكردن تيم‌هايي غير از استقلال و پرسپوليس است.

يكي از كساني كه او در مصاحبه‌هايش از او زياد ياد مي‌كند، فرزانه خانم است؛ فرزانه خانم هم دخترعموي آقاي كريمي است، هم دخترخاله‌اش و هم همسرش! فيروز كريمي فوق‌ليسانس روان‌شناسي است،‌ سرهنگ پليس بوده و 20 سالي مي‌شود كه سرمربي تيم‌هاي مختلف است؛ تيم‌هايي كه با حضور او مطرح شدند.

بازيكن‌هاي او بعد از مدتي مثل اعضاي خانواده‌اش مي‌شوند، خودش مي‌گويد در همه مراحل زندگي راهنمايي‌شان مي‌كنند، يكي از آن بازيكن‌ها را آن‌قدر راهنمايي كرد كه دامادش شد! او 3 دختر و يك پسر دارد و مهدي تاتار- بازيكن فوتبال- همسر دختر اولش است.

مي‌گويد: «اسم شناسنامه‌اي پسرم، ابوالفضل است اما ما در خانه عباس صدايش مي‌كنيم. مي‌خواستم همه‌‌جوره آقا قمر بني هاشم، مواظبش باشد». دختر ديگرش طبقه بالاي خانه‌شان زندگي مي‌كند. كوچولوهايي كه در عكس مي‌بينيد هم نوه‌هايش هستند، علي و امين.



مي‌دانيد آقاي حشمت مهاجراني خيلي دوست دارد با شما مصاحبه كند؟
حشمت خان؟ مي‌دانيد حشمت خان افسر ارشد ما بود. اوايل خدمت من هم بودند؛ من ستوان بودم و ايشان سرهنگ. يك روز كه همديگر را ديديم، به من گفت فيروز! كساني كه با تو كار كرده‌اند، يك‌بار هم پشت سر تو حرف نمي‌زنند. گفتم من هيچ‌وقت با بازيكنم دچار اختلاف نمي‌شوم.

همين حالا شما مي‌بينيد، نيم‌ساعت ديگر بچه‌ها مثل سرخ‌پوست مي‌ريزند اينجا، از بالا و بغل و چپ و راست مي‌آيند و نوه‌ها ديگر نمي‌گذارند حرف بزنيم.

اين مدل زندگي كه گفتيد (تا نيم ساعت ديگر بچه‌ها مثل سرخ‌پوست‌ها حمله مي‌كنند)، مدل زندگي مورد علاقه شماست؟
بله، البته هميشه كه نه. منظورم از سرخ‌پوست‌ها نوه‌ها هستند. 4تا نوه پسر دارم. وقتي وارد مي‌شوند، خانه را به هم مي‌ريزند و همه‌جا را به آتش مي‌كشند. الان هم مي‌آيند. آن‌قدر شلوغ مي‌كنند كه بيا و ببين.

راستي حاج‌خانم، كجا هستند؟
خانم كريمي: الان مي‌آيند. رفته‌اند خريد.
كريمي: خب، خداراشكر. 4تا پسر آتش‌پاره هستند. به محض اينكه وارد مي‌شوند، اين ميز را برمي‌داريم (اشاره به ميز روبه‌رويش مي‌كند) تا زمين براي فوتبال آماده مي‌شود. توپ را برمي‌دارند و بازي شروع مي‌شود.

من و حاج‌خانم هم مدارا مي‌كنيم. چند ساعتي بازي مي‌كنند. با اولين شوت، اولين گلدان مي‌شكند. بعد كه كم‌كم خانه را به هم ريختند، 3-2 بار تذكر مي‌دهم و آخر سر هم با چك و لگد بيرونشان مي‌كنم.

فيروز كريمي چه‌جوري صحبت مي‌كند كه به ديگران برنمي‌خورد؟ مثلا الان گفتيد با چك و لگد بيرونشان مي‌كنيد، شايد اگر كس ديگري بود، ناراحت مي‌شد ولي از حرف‌هاي شما ناراحت نمي‌شوند؟
حرف‌ها تبديل به كلمات مي‌شوند، اين كلمات از دل من بيرون مي‌آيد؛ سخني هم كه از دل برآيد، لاجرم بر دل مي‌نشيند.

من دلي صحبت مي‌كنم. هيچ‌وقت قصد و نيت و پيش‌زمينه‌اي ندارم. در هيچ مصاحبه‌اي پيش‌زمينه ندارم. يعني هيچ خبرنگاري كه به من نمي‌گويد چه سؤالي مي‌خواهد بكند، سريع يك سؤالي مي‌كند، مخصوصا وقتي كه بعد از مسابقه باشد.

رگ لري و تركي‌ام يكي مي‌شود، ديگر با دلم صحبت مي‌كنم. من هيچ‌وقت نيت كنايه و تخريب شخصيت كسي را ندارم.

ببينيد آخر بازي تيم من باخته، يك خبرنگار مي‌آيد و مي‌گويد آقاي كريمي اين دفاع وسط شما سنگين نبود.

يعني آن خبرنگار مي‌فهمد اما من نمي‌فهمم كه دفاع وسطم سنگين بود؟ حالا مدافع من هم داشت مي‌آمد. اگر مي‌گفتم بله سنگين بود؛ خب، بازيكنم ناراحت مي‌شد. گفتم نه. خبرنگار دوباره گفت چرا خيلي سنگين بود.

خب، من چه بگويم؟ بگويم بله بابا، خيلي بد بود، ولي من كه بازيكنم را خراب نمي‌كنم. جواب دادم شما خبرنگار هستيد يا مسئول باسكول و وزن‌كشي؟ خودش هم خيلي درشت هيكل بود. گفتم خداوكيلي 100 كيلو از شما كمتر دارد.

در خانه هم همين‌طوري برخورد مي‌كنم. بعضي وقت‌ها خانم و بچه‌ها از دست من كلافه مي‌شوند. يك روز همسرم به من گفت مي‌داني از صبح تا حالا چندبار سربه‌سر من گذاشتي؟ گفتم نه خداوكيلي. گفت 62 بار، من هم گفتم واقعا نمي‌دانستم. حالا بگذار تا آخر شب 10بار ديگر هم اذيت‌ات كنم تا بشود 72بار.

خانم كريمي، شما به اين‌جور صحبت‌كردن آقاي كريمي اعتراض هم مي‌كنيد؟
نه، من هيچ‌وقت ناراحت نمي‌شوم. راستش را بخواهيد خودم هم دوست دارم سربه‌سرم بگذارد ولي به رويش نمي‌آورم.

تا حالا شده جوري جوابشان را بدهيد كه كم‌بياورند؟
نه، تا حالا نشده.
فيروز كريمي: نه عمرا نشده. اصلا خلق و خوي خانم اين‌طوري نيست.
فرزانه كريمي: آخر حرف بدي نمي‌زند كه، خيلي هم خوب است.
كريمي: ببينيد من ذاتم اين‌جوري است. با بچه‌هاي تيم هم همين‌طوري هستم. موقعي كه تمرين داريم به بچه‌ها مي‌گويم مثلا فردا ساعت 4 تمرين داريم، سر ساعت 4 سوت را مي‌زنم. ولي من خودم زودتر مي‌روم. ساعت 3 مي‌روم، بچه‌ها هستند، يك‌ربع به 3 مي‌روم، آنها هم مي‌آيند، اين يك ساعت مانده تا تمرين را آن‌قدر با بچه‌ها مي‌گوييم و مي‌خنديم كه خودمان خسته مي‌شويم.

رويه من اين‌جوري است ولي ساعت تمرين كه مي‌شود، همه‌چيز عوض مي‌شود، سوت را كه مي‌زنم، بچه‌ها هم حساب كار مي‌آيد دستشان. ذات من اين‌جوري است. در قالب الفاظ طنز ولي توأم با منطق و در جاي خودش حرف مي‌زنم. هيچ‌وقت دلم نمي‌خواهد كسي را دست بيندازم.

براي همين هم هست كه بيشتر بازيكنان شما دوست دارند در تيم‌ شما بازي كنند؟
بله، بچه‌ها دوست دارند با خودم كار كنند، چراكه من در تمام ابعاد زندگي‌شان دخالت مثبت دارم؛ چون ماحصل يك عمر زندگي و كار و تجربه را در خدمتشان مي‌گذارم.

فوتباليست‌هاي من را ببينيد تا 38 - 37 سالگي بازي مي‌كنند. همه هم از صدقه‌سري امام زمان به بار نشسته‌اند. حتي يكي از آنها هم مشكل و معضل اجتماعي نداشته‌است؛ بهزاد غلامپور، ماركار آقاجانيان، خاكپور، استيلي، رضايي‌منش، گروسي، مديرروستا. حتي‌يكي از آنها هم قرتي‌بازي درنياورد؛ اينكه موهايش بلند باشد، تيپ عجيب و غريب بزند و... هيچ‌كدام از بازيكنان من عجيب و غريب نشدند.

يعني شما با آنها برخورد مي‌كنيد؟
بله. يك بازيكن پارسال آمد به تيم من با موهاي بلند و گيس‌كرده. گفتم عزيزم، شما با من صحبت كردي مرد بودي، حالا چرا بانو شدي؟! بعدازظهر همان روز رفت موهايش را كوتاه كرد.

گفتم ممكن است يكي سر تمرين بيايد تو را براي مهدي حيدري خواستگاري كند! بعد از تمرين سوار ماشين شد و رفت؛ وقتي برگشت موهايش را كوتاه كرده بود.

سال پيش در استقلال اهواز يك بازيكني با تيم قرارداد بست؛ روز اول تمرين وقتي ديدمش تعجب كردم؛ موهاي بلندي داشت. به او گفتم از امروز تو را چهل‌گيس صدا مي‌كنم؛ پس تو كي هستي؟ گفت چهل‌گيس. فرداي آن روز كه آمد سر تمرين ديدم موهايش را كوتاه كرده.

چند نفر هم آمده بودند. پدرش يكي از مسئولان شهر اهواز بود؛ آمد پيش من و گفت آقاي كريمي شما هستي؟ گفتم بله. گفت من مي‌خواستم از شما تشكر كنم؛ كاري كه من نتوانستم انجام بدهم، شما انجام دادي. شما چه كار كرديد؟ گفتم من فقط براي او يك اسم گذاشتم. گفت من 5 سال است حريف اين پسر نشده‌ام.

در خانه هم يك روي جدي ديگر داريد؟
نه، ديگر الان ندارم. همه رفته‌اند؛ علي مانده و حوضش (به همسرش اشاره مي‌كند). دخترها كه بودند بعضي وقت‌ها روي ديگر را نشان مي‌دادم. البته فقط گاهي تشر مي‌زدم. خب، دختر بودند. همين تشر كافي بود، ديگر حساب كار دستشان مي‌آمد.
خانم كريمي، شما از نظر اخلاقي چقدر با هم فرق داريد؟
خدا شاهد است خيلي شبيه هم شده‌ايم. خيلي با هم جور هستيم؛ حرف دلمان ديگر يكي شده است. بعضي‌وقت‌ها حرف‌هايمان يكي مي‌شود. تا من مي‌خواهم يك حرفي را بزنم، همسرم همان را مي‌گويد.

كريمي: ببينيد، من الان مي‌خواستم به حاج‌خانم بگويم نبات داريم؛ ايشان همزمان به من گفت نبات مي‌خواهي؟ ديگر دلي شده‌ايم. تفاهم را مي‌بينيد؟ ديگر مي‌دانيم هر دو چه مي‌خواهيم.

چند سال است با هم زندگي مي‌كنيد؟
32 سال است.

آقاي كريمي، شما خودتان را چطوري تعريف مي‌كنيد؟
من آدم رك و روراستي هستم؛ اصلا پيچيده نيستم. وحشتناك شجاعت دارم. به همين دليل هم اگر اشتباه كنم، امكان ندارد به گردن نگيرم. من آدم پيچيده‌اي نيستم، اصلا هم بدكينه نيستم.

آخرين اشتباهي كه كرديد چه بود؟
3-2 روز پيش بود كه رفتم انجمن اولياي مدرسه. آقاي صافي كه از پيشكسوتان آموزش و پرورش هستند، سخنراني كردند. آن روز وقت هم نداشتم. به مدير مدرسه گفتم من 10 دقيقه مي‌نشينم و مي‌روم ولي باورتان نمي‌شود، 2 ساعت نشستم. آن روز پرواز هم داشتم ولي صحبت‌هايش خيلي جالب بود؛ درباره زندگي و درباره نوع برخورد خانواده با دانش‌آموز.

آمدم به حاج‌خانم گفتم من را حلال كن؛ من خيلي از راه و روش‌هاي زندگي را نمي‌دانستم، تازه يك چيزهايي را امروز ياد گرفتم. آخر من خيلي وقت‌ها خانه نبودم.

نبودن شما در خانه خيلي احساس مي‌شود؟
بله، حتما مي‌شود.

مثلا در چه مواردي؟
خيلي از موارد. خب، حاج‌خانم همه كارها را به تنهايي انجام مي‌داد؛ مثلا اين دامادها را به ما انداخت ديگر؛ مهندس و فوتباليست.

فوتباليست را خودتان پيدا نكرديد؟
نه، مادر مهدي تاتار در يكي از اعياد از حاج خانم، شهلا
- دختر بزرگم - را خواستگاري كرد. روز تولد امام زمان بود كه مادر بچه‌هاي تيم را دعوت كرده بودم خانه. در آن مجلس دختر بزرگم خواستگارهاي زيادي داشت. خودش از بين آنها مهدي تاتار را انتخاب كرد. تاتار هم از 13سالگي زير دست خودم بزرگ شده بود.

آقاي كريمي، شما خودتان را تعريف كرديد، حالا از همسرتان بگوييد؟
به جزمعصومين، هيچ موجودي را صادق‌تر از حاج خانم نديده‌ام.
خانم كريمي: وقتي شما چنين حرفي مي‌زنيد من ديگر چه بگويم.
كريمي: نه، من در اين 32 سال زندگي هيچ بدي‌اي از ايشان نديده‌ام؛ فقط يك بار آن هم عيد 3سال پيش بود كه از ايشان ناراحت شدم ولي ديگر هيچ چيزي نبوده. هيچ زوجي مثل ما بي‌حاشيه نيست و مثل ما خوب زندگي نكرده‌اند.

شما آن روز چه كار كرديد خانم كريمي؟
هيچي ديگر، اشتباه از من بود، قبول كردم.

فيروز كريمي: داشتم مي‌گفتم... اول صداقت، دوم صفا؛ عشق و وفا و صدق و صفا. خيلي هم قانع است. هيچ زني را در تاريخ دنيا مثل ايشان پيدا نمي‌كنيد.

ما كيش زياد مي‌رويم. هر دفعه هم بيشتر از 2ميليون خريد مي‌كنيم. هر بار هم من مثل قوي‌ترين مردان ايران با تمام وجودم بار مي‌كشيدم در اين بازارهاي خريد. هر بار كلي خريد مي‌كرديم ولي فقط سوغاتي بود. هيچي براي خودش نمي‌خريد.

گفتم اين دفعه كه رفتيم، فقط بايد براي خودت خريد كني. با اينكه در كيش گفته بودم، باز هم ديدم فقط دو تا تيكه براي خودش خريد. وفاداري به خانواده‌اش هم فوق‌العاده است! اصلا ويژگي خاص خودش را دارد؛ بدل ندارد و به خانواده هم عشق مي‌ورزد.

خانم كريمي: تو را به خدا اين‌قدر از من تعريف نكن! هر چي فيروز گفت 3 برابرش خوب است. تو خوبي كه من خوبم!

خانم كريمي، هيچ‌وقت از همسرتان نخواسته‌ايد كه كارشان را به خاطر شما كنار بگذارند؟
نه، چون مي‌دانم چقدر به فوتبال علاقه دارد. من فيروز را دوست دارم و بايد چيزي را كه دوست دارد، دوست داشته باشم.

هيچ‌وقت خسته نشده‌ايد؟
نه، كارش اين است. هر چه خودش صلاح بداند. من هميشه تنها بوده‌ام. من بچه مدرسه‌اي دارم. دختر و نوه دارم و نمي‌توانم بچه‌ها را تنها بگذارم؛ بالاخره يك نفر بايد بالاي سر بچه‌ها باشد.

هيچ‌وقت تا حالا فكر كرده‌ايد كه در اين زندگي فداكاري مي‌كنيد؟
نه، اگر من فداكاري مي‌كنم، فيروز چه كار مي‌كند؟به خاطر ما اين كارها را انجام مي‌دهد؛ به خاطر رفاه زندگي من و بچه‌ها اين كارها را قبول مي‌كند. دوري راه را كه تحمل مي‌كند به خاطر ماست.

فيروز كريمي: يك شعري مي‌گويد: به راه همسرم شش ماهه را اول فدا كردم / چون غنچه زودتر از گل خزان شد يا رسول‌الله؟

اين درددلي است كه حضرت زهرا(س) با پدرش مي‌كند؛ يك نوحه است. اين بزرگ‌ترين درس است. ما الگوهاي خوبي داريم. اين شعرها كه در وصف هم مي‌خوانند، خيلي جالب است. همسر من هم فدايي بود؛ البته بيشتر از من.

چه چيزي فدا شد؟
گران‌ترين وديعه الهي؛ جواني‌ام را فدا كردم. از جواني‌ام فقط وقتي كه در خانه و كنار خانم و بچه‌ها بودم، لذت بردم؛ ولي 12 سال كنار همسرم نبودم.

راستي چه‌جوري با هم آشنا شديد؟
مادر ايشان، اين خانم را به من انداختند.
خانم كريمي: خيلي ممنون.
فيروز كريمي: پدرش هم با مادرش دست به يكي كردند. من هم يك جوان ساده بودم. ما اصلا هيچ سنخيتي با هم نداشتيم. بعد كه ازدواج كرديم فيلم هندي شد؛ فهميديم ايشان هم دختر عموي من هستند، هم دختر خاله‌ام. ما خيلي فاميل بوديم!

اين عشق و علاقه از كجا پيدا شد؟
بود؛ از بچگي بود.

كي خودش را نشان داد؟
سال54 بود؛ مي‌خواستم بروم خدمت سربازي كه خاله‌ام با ايشان آمدند بدرقه. موقع خداحافظي در ماشين نوحه‌اي متعلق به حضرت زينب گوش مي‌كرديم كه مي‌گفت «بده ظالم فرصتي آخر»، من هم همين‌طور اين چند كلمه را تكرار مي‌كردم كه نگاهم به ايشان افتاد.

دست مرا فشار داد. گفت: مي‌شه نري؟ زيباترين جمله‌اي بود كه در عمرم شنيده بودم. منتظر بودم. گفتم چرا بروم، صددرصد نمي‌روم. من اصلا كجا بروم؟ مادرم گفت آش پشت پا برايت پخته‌‌ايم. گفتم آش رشته است ديگر با هم مي‌خوريم. بعد هم برگشتم و رفتم دانشكده افسري.

هنوز هم سر همان قرار اول هستيد؟
بله، من در خلوت به جز حاج خانم به هيچ‌كس ديگري فكر نكرده‌ام. حاج خانم همه كس من است. در ذهنم - چه در خانه باشم چه دور از خانه – فقط همسرم را مي‌بينم.
بحث ازدواج نيمه‌كاره رها شد.

خانه ما جنوب غربي تهران بود؛ نواب. خانه ايشان هم تهرانپارس بود. 50كيلومتر فاصله داشتيم. من هر روز اين مسير را مي‌كوبيدم و به بهانه‌اي به خانه خاله‌ام مي‌رفتم. ساعت 10 راه مي‌افتادم، 12 مي‌رسيدم. مي‌گفتم خاله، مادرم گفت ترشي ليته داريد؟ خاله‌ام مي‌گفت بله داريم.

مي‌داد به من مي‌بردم. بعد شيشه را مي‌شستم و دوباره چند ساعت ديگر برمي‌گشتم، مي‌گفتم خاله، مادرم شيشه را پس داد و تشكر كرد. يك روز ديگر به بهانه كش شلوار مي‌رفتم. مي‌گفتم خاله، مادرم گفت كش پهن داريد؟ خاله‌ام مي‌گفت دارم، به من مي‌داد و من دوباره برمي‌گشتم؛ مي‌گفتم خاله، مادرم گفت اين كش را نمي‌خواهم، كش نازك مي‌خواهم. كش 10 مترش يك ريال بود.

من 2 تومان خرج مي‌كردم تا چند لحظه ايشان را ببينم. بعضي روزها ديگر هيچ بهانه‌اي نداشتم. مي‌رفتم خانه خاله‌ام، مي‌گفتم خاله حالت خوب است؟ مي‌گفت چطور؟ مي‌گفتم خاله مادرم خواب ديده حالت بد است. بنده خدا جواب مي‌داد نه حالم خوب است. برمي‌گشتم خانه. دوباره مي‌رفتم خانه خاله‌ام، مي‌گفتم خاله، مادرم گفت جدي حالت خوب است؟! خب، آنها هم متوجه مي‌شدند ديگر. من از هر فرصتي استفاده مي‌كردم تا ايشان را ببينم. بعد از آن ازدواج كرديم. بعد رفتم دانشكده افسري و درس پليسي خواندم.

چند سال در خدمت پليس بوديد؟
25 سال و بعد خودم را بازخريد كردم؛ به خاطر مربيگري. سرم خيلي شلوغ بود. استفاده كردم؛ به خاطر مربيگري كه عشقم بود.

آقاي كريمي! اين درست است كه مي‌خواهيد سرمربي استقلال شويد؟
نه، درست نيست. ببينيد من روزنامه نمي‌خوانم، به غير از مطالبي كه خيلي بد بود!
داشتيد درباره استقلال تهران مي‌گفتيد.

نه، اين حرف‌ها زياد است. قبل از استقلال هم مي‌گفتند ابومسلم، سايپا و ذوب آهن. نه، اين حرف‌ها نيست.

جدايي از استقلال اهواز چي؟
اگر جدا شوم به خاطر رسيدگي به افراد و مشكلات خانواده است و نه چيز ديگري.
بعضي‌ها مي‌گويند بهانه است.خب، اين بعضي‌ها هميشه هستند.

اين حرف بعضي‌ها اهميتي ندارد. مي‌خواهم بيايم خانه، بعضي‌ها مي‌گويند دعوا كرده.

مي‌آيم، بعضي‌ها مي‌گويند با خانواده قهر است. در خيابان مي‌مانم، بعضي‌ها مي‌گويند حتما نيت سرقت دارد. به پاركينگ مي‌روم، بعضي‌ها مي‌گويند مگر ماشين است. خب، اين بعضي‌ها بگويند من پودر شوم ديگر؛ تكليفم هم روشن مي‌رود اين‌طوري.

چرا هيچ‌وقت علاقه نداشتيد مربي تيم‌هاي بزرگي مثل استقلال و پرسپوليس شويد؟
من مربي تيم‌هاي بزرگي بوده‌ام. من دوست دارم با تيم‌هاي كوچك تيم‌هاي بزرگ را شكست بدهم. من با يك مشت جوان جلوي 90هزار تماشاچي يقه پرسپوليس را مي‌گيرم.

سه دويي كه ما باختيم خيلي مقبول بود براي همه، من تيم دارم. مزه مي‌دهد اين رقابت به من. من قهرماني‌هايم را گذرانده‌ام؛ 2 دوره قهرمان شده‌ام؛ 3 دوره نايب قهرمان؛ قهرمان جام باشگاه‌هاي آسيا هم شده‌ام و كلي جام دارم. لذت مي‌برم كه با يك تيم كوچك، يك كار بزرگ انجام بدهم. دوست دارم دوباره بروم دسته يك، يك تيم بياورم بالا. تا حالا در 5 تيم دسته يكي كار كرده‌ام.

هيچ‌وقت احساس نكرده‌ايد كه كم آورده‌ايد؟ خسته نشده‌ايد؟ مسابقه‌اي برايتان آن‌قدر سخت بوده كه قبل از شروع بازي بگوييد واي چه روز سختي دارم؟
همه بازي‌ها سخت است، بدون استثنا. همه فكر مي‌كنند سر نخ دست ماست. نه، دست ما نيست، ما يك واژه‌هاي خيلي نابي داريم؛ توسل به معصومين، استعانت از كلام وحي و توكل به خدا. من يك قرآن دارم كه از حرم حضرت رقيه برايم آورده‌اند كه هميشه همراهم است.

هميشه دستم را روي قرآن مي‌گذارم و وارد زمين مي‌شوم. جز خدا هم كسي را ندارم كه پشت و پناهم باشد. من بيش از 20 سال سابقه كار دارم و 25 جام هم گرفته‌ام. ويترين افتخاراتم را شايد كمتر باشگاهي داشته باشد ولي همه اينها از صدقه سر معصومين (ع) است.

شكست اذيت‌تان مي‌كند؟
شكست غيرمنصفانه بله. بازي پارسال با مس كرمان كه گل نبود و داور گل قبول كرد. آن گل كه قهرماني را از ما گرفت، بدترين خاطره ورزشي من بود.

شكست‌ها را به خانه مي‌آوريد؟
نه، مگر اينكه خيلي حساس باشد.

شما بازي‌هاي تيم آقاي كريمي را نگاه مي‌كنيد؟
خانم كريمي: قبل از عملم نگاه مي‌كردم ولي حالا نه، فشارم بالا مي‌رود. ديگر نگاه نمي‌كنم. بچه‌ها مي‌بينند ولي من هميشه پيگيري مي‌كنم.

اگر دري به روي شما باز شود، دوست داريد پشت آن، چه كسي يا چه چيزي را ببينيد؟
كريمي: من دوست دارم مهمان باشد؛ مهمان خيلي براي ما آمد دارد. براي حاج‌خانم هم فكر مي‌كنم دوست دارد طلافروش را ببيند.

خانم كريمي: نه، من دوست دارم در كه باز مي‌شود، همسرم را ببينم؛ چون هفته‌اي يك‌بار مي‌بينمش، بقيه‌اش اهواز است. بعضي وقت‌ها دوست دارم نوه‌ام يا دامادهايم را ببينم.

كريمي: من دوست دارم در باغ بهشت را هم ببينم.

اگر يك روز يكي از بچه‌ها به خانه بيايد و بگويد ناخواسته و غيرعمدي كسي را كشته، چه كار مي‌كنيد؟
بكشد؟ اينكه محال است. خب، يك خسته نباشيد به او مي‌گويم! مثلا اگر بگويد من فلاني را خفه كرده‌ام، مي‌گويم خب، خسته نباشي! اول توجيه مي‌كنم مي‌گويم حق با توست. حالا دستش شانسي خورده، فكر كرده بادكنك است، فشار داده و خفه شده است. توجيه مي‌كنم. حق طبيعي هر پدري است.

نه، شوخي كردم. اگر خداي نكرده چنين اتفاقي بيفتد، روند قانوني را طي مي‌كنم. البته من اين كار را مي‌كنم، شماها تنها كاري كه مي‌كنيد غش كردن است.

محو شخصيت كارلوس آلبرتو بودم

با پاس در فينال جام باشگاه‌هاي آسيا مقابل الشباب عربستان بازي كرديم. رمز ما در آن بازي، نام مقدس حضرت زهرا(س) بود. آن طرف، كارلوس آلبرتو پريرا مربي معروف برزيلي و اين طرف من كه 37ساله بودم؛ او گرگ باران ديده، من جوان. خدا وكيلي بايد 10 تا گل به ما مي‌زدند. اگر قياس مي‌كرديم، آن طرف يك بادام هندي روي نيمكت نشسته بود، اين طرف يك ذرت بو داده.



بازي از دست من خارج شده بود. من فقط محو شخصيت كارلوس بودم و اصلا بازي را نگاه نمي‌كردم.

يك دفتر يادداشت دستش بود كه همه برگ‌هايش عكس زمين فوتبال بود و همين‌طور يادداشت برمي‌داشت.

نگاه مي‌كردم كه او چه كار مي‌كند. من يك دفتر سيمي داشتم. مثل او دستم گرفته بودم و از چپ به راست مي‌نوشتم؛ كسي نبود به من بگويد فارسي را كه از چپ نمي‌نويسند.

من محو او بودم و فقط او را نگاه مي‌كردم. تا مي‌رفتند سمت دروازه ما، صداي يا زهرا بالا مي‌رفت. دوربين كه سراغم مي‌آمد، من هم ژست مي‌گرفتم و مي‌رفتم لب خط، بچه‌ها را صدا مي‌كردم و مي‌گفتم فرهاد سوت.

فرهاد مي‌گفت سوت يعني چي آقا؟ بعد با دستم ادا و اطوار درمي‌آوردم. دوباره دوربين مي‌آمد سراغ من. دوباره مي‌رفتم لب خط و فرهاد عباسي را صدا مي‌كردم. بيچاره از دست من گيج شده بود، من هم كم نمي‌آوردم.

با دستم طوري براي او حركت نشان مي‌دادم كه فرهاد فكر مي‌كرد بايد به بچه‌ها بگويد، بازيكنان حريف را درو كنند. مي‌رفت وسط زمين و مي‌گفت بچه‌ها، آقا فيروز گفته درو كنيد و مي‌رفتند تو ساق بازيكنان حريف. دوباره مي‌رفتم لب خط و فرياد مي‌زدم فرهاد، اين چه كاري است، من كي گفتم درو كنيد.

خلاصه نمي‌دانيد؛ فيلمي شده بود براي خودش. من فقط محو شخصيت كارلوس آلبرتو بودم. اصلا چيزي از بازي نفهميدم. آن بازي، خاطره‌انگيزترين بازي عمر مربيگري‌ام است؛ خيلي خوب بود. اينجاست كه مي‌گويم بعضي‌وقت‌ها همه‌چيز از دست ما خارج مي‌شود و معصومين و حضرت زهرا و خود خدا به كمك ما مي‌آيند.



منبع خبر : همشهري - http://hamshahrionline.ir/News/?id=37379






اخبار مرتبط

فيروز كريمي: داور 300 اشتباه داشت!
منتشر شده در تاريخ: 28/09/1388

فيروز كريمي: ثابت مي‌كنم كه چه كسي باعث آبروريزي و فساد در فوتبال ايران شده است
منتشر شده در تاريخ: 18/09/1388

صحبت هاي فيروز كريمي پس از جلسه با كفاشيان
منتشر شده در تاريخ: 12/09/1388

فيروز كريمي: عزيزمحمدي بيشتر از حدش صحبت نكند!
منتشر شده در تاريخ: 11/09/1388

فيروز كريمى: امسال بنا را بر حركت با چراغ خاموش گذاشته ام
منتشر شده در تاريخ: 07/07/1388

فيروز كريمي: گفتم حتما «ف.ك » " فري كله‌پز" بوده!
منتشر شده در تاريخ: 13/04/1388

گرد و خاك فيروز کریمی در فدراسيون فوتبال
منتشر شده در تاريخ: 09/04/1388

فيروز كريمی استعفا داد
منتشر شده در تاريخ: 20/03/1388

فيروز كريمي : خب من حاجی فیروزم دیگه ، نکنه فکر کردید من حاجی سیروسم !
منتشر شده در تاريخ: 21/02/1388

مايلي‌كهن تمركزم را به هم زد
منتشر شده در تاريخ: 17/02/1388

فيروز كريمي: مايلي‌كهن نيازمند كمك است
منتشر شده در تاريخ: 13/02/1388

از شكايتم بر عليه مايلي‌كهن صرف نظر نمي‌كنم
منتشر شده در تاريخ: 09/02/1388

مايلى كهن: فيروز كريمى از عاملان دوپينگ است مدرك دارم
منتشر شده در تاريخ: 08/02/1388

طنز فیروز کریمی منطقه ای شد
منتشر شده در تاريخ: 07/02/1388

فيروز كريمي: تيم ملي به جام جهاني صعود نكند خيلي‌ها بايد بروند
منتشر شده در تاريخ: 24/01/1388

فیروز کریمی سوژه طنز اماراتی ها شد
منتشر شده در تاريخ: 23/01/1388

رجزخوانی فیروز کریمی برای کتک خورده تیم ملی
منتشر شده در تاريخ: 19/01/1388

کشف مشکل نور حافظیه توسط فیروز کریمی
منتشر شده در تاريخ: 11/10/1387

فیروز کریمی:بازیکنانی مثل خداداد هر صد سال یک بار نصیب فوتبال می شوند!
منتشر شده در تاريخ: 17/09/1387

شعار هواداران پرسپوليس عليه فيروز كريمي و فردوسي‌پور
منتشر شده در تاريخ: 23/08/1387

احوال مادر توره، دايى، پترويچ و خاله آتسو به من هيچ ربطى ندارد!
منتشر شده در تاريخ: 18/08/1387

فيروز كريمي جانشين گل محمدي در صبا
منتشر شده در تاريخ: 26/04/1387

فيروز کريمي اهواز برو نيست
منتشر شده در تاريخ: 18/04/1387

روایت شیرین فیروز کریمی از حرکات عجیب فوتبالی اش
منتشر شده در تاريخ: 27/03/1387

فيروز كريمي قائم‌ مقام و مدير فني شيرين‌فراز كرمانشاه شد
منتشر شده در تاريخ: 21/03/1387

"فيروز كريمي" سرمربي تيم فوتبال استقلال اهواز شد
منتشر شده در تاريخ: 08/03/1387

فيروز كريمي طلب حلاليت كرد
منتشر شده در تاريخ: 28/02/1387

افزايش احتمال جدايي زودهنگام فيروز كريمي از استقلال
منتشر شده در تاريخ: 25/02/1387

فيروز كريمي: خوشحالم امتياز تيم فوتبال پاس به همدان هديه شد
منتشر شده در تاريخ: 23/02/1387

كريمي: داور تنها آرزوي زندگيم را برآورده كرد
منتشر شده در تاريخ: 17/02/1387

فيروز كريمى: پرسپوليس قهرمان ليگ مى شود
منتشر شده در تاريخ: 14/02/1387

کريمي: راه‌آهن از غيبت ميثاقيان ضربه مى‌خورد ثابت مى‌کنم ليست دايى پر از اشتباه است
منتشر شده در تاريخ: 25/12/1386

«فيروز كريمي» انسانيت خود را ثابت كرد
منتشر شده در تاريخ: 29/11/1386

«کريمي» در هر دو جبهه‌ ضرر کرد!
منتشر شده در تاريخ: 27/11/1386

فيروز كريمى : استقلال «قلعه نويى» كجا و استقلال من كجا!
منتشر شده در تاريخ: 21/11/1386

کريمي: بازى‌ امروز يک‌ جنگ‌ تمام‌ عيار است‌
منتشر شده در تاريخ: 21/11/1386

مسئولان ورزشگاه آزادى انتظار دارند از آسمان «غنچه» ببارد!
منتشر شده در تاريخ: 11/11/1386

کريمي: شاه‌حسينى‌ در کميته‌ انضباطى‌ بماند! مجيدى‌ بايد فشار قبر را تحمل‌ کند
منتشر شده در تاريخ: 25/10/1386

درخواست فيروز كريمي از تيم ويند
منتشر شده در تاريخ: 15/10/1386

زهر چشم فيروز
منتشر شده در تاريخ: 26/09/1386

كريمى خطاب به منصوريان: مقصر باخت تو هستى!
منتشر شده در تاريخ: 24/09/1386

كريمي: فيلم طنز من پرفروش ترين فيلم سال مي شود
منتشر شده در تاريخ: 19/09/1386

نان در كلاه‌برداري است!
منتشر شده در تاريخ: 01/09/1386

پایان داستان جنجالی خانواده استقلال
منتشر شده در تاريخ: 29/08/1386

شفيع‌زاده: اواخر هفته تكليف فيروز كريمي را مشخص مي‌كنيم
منتشر شده در تاريخ: 28/08/1386

كميته انضباطي عليه فيروز كريمي راي داد
منتشر شده در تاريخ: 28/08/1386

به كريمي رضايت‌نامه نمي‌دهيم
منتشر شده در تاريخ: 23/08/1386

شكايت مديرعامل استقلال اهواز از فيروز كريمي
منتشر شده در تاريخ: 14/08/1386

کريمى‌ از استقلال‌ اهواز جدا شد
منتشر شده در تاريخ: 07/08/1386

فيروز مي‌تواند از تيم ما برود
منتشر شده در تاريخ: 03/08/1386

فیروز کریمی؛ گوینده رادیو
منتشر شده در تاريخ: 31/05/1386
ارسال نظرات کاربران





نظرات کاربران

ارسال کننده: ali 41
ali 41
baba eyval.bazam az in khabara bezarin.baraye hamine ke man in sito ba be hame moarefi mikonam.


 


 نسخه قابل چاپ خبر چاپ نسخه قابل چاپ خبر  ارسال خبر به دوستان ارسال خبر به دوستان ارسال خبر از طريق Yahoo Messenger ارسال خبر از طريق ياهو مسنجر براي دوستان

 
 
با کپي کردن کدهاي زير درسايت يا وبلاگ خود آخرین مطالب ایران حال را به صورت خودکاردرسایت خود به نمایش درآوريد

نمایش آخرین اخبار روزانه(سیاسی-اجتماعی-حوادث-علمی-اخباروعکسهای جالب و فناوری ارتباطات واطلاعات)


نمایش آخرین اخبار حوادث ایران وجهان


نمایش آخرین اخبار IT(فناوري اطلاعات وارتباطات)


نمایش آخرین اخبار پزشکي سلامتي و خانواده


نمایش آخرین اخبار ومقالات ورزشي



صفحه اصلي صفحه خانگياخبار ایران وجهان ايران حال خبرياخبار ورزشي ايران حال ورزشياخبار پزشکی ايران حال و سلامتيسلامتي ایران حال و موبایل نکات خانه داري ایران حال و نکات خانه داري روابط همسران جوان ایران حال وروابط همسران جوانتغذيه رژيمي ایران حال و تغذيه رژيمي مقالات آشپزي ایران حال و مقالات آشپزي
  مرامنامه حق تاليف گزارش تخلف ارتباط سريع با ايران حال