شماره خبر:  24698    تاريخ انتشار خبر:        ام شهریور ماه سال هجری شمسي  تعداد دفعات مشاهده خبر: 4054 مرتبه تا کنون

 گفت‌وگو با یك شرخر!

fiogf49gjkf0d
هفته نامه تجارت فردا به بهانه افزایش میزان چك‌های برگشتی و تشدید دعاوی مالی، پرونده ویژه‌ای در مورد 'اقتصاد شرخری' گردآوری كرده و درآن با دو شرخر گفت‌وگو كرده است.

در یكی از این گفت‌وگوها، فردی كه به "اسمال شرخر" معروف است، درمورد تجربه خود صحبت‌های جالبی مطرح كرده است.

«اسمال ‌شرخر» را می‌شود جلوی یكی از مجتمع‌های تجاری پایتخت پیدا كرد. نخستین بار كه او را دیدم، منكر شرخری شد اما بعد خودش تماس گرفت. در این حرفه یكی از بهترین‌هاست و پیدا كردنش زیاد وقت نمی‌گیرد. با این حال دوست ندارد عكسش را منتشر كنیم. قدش زیاد بلند نیست اما هیكلش ورزیده است. روی صورتش جای دوزخم دیده می‌شود. یكی روی پیشانی كه نشان از زخمی عمیق دارد و یكی روی گونه سمت راست كه باریك اما طولانی است. می‌گوید بچه سه‌راه آذری است اما عمرش را در نظام‌آباد و یافت‌آباد سپری كرده و حالا شرخر یكی از مجتمع‌های تجاری پایتخت است.

****

*می‌خواهم در مورد بازار شرخری با شما صحبت كنم. خیلی دوست دارم در مورد دستمزد شرخری، خطرهای این كار، حاشیه‌های آن و اهمیت آن صحبت كنیم. سوالم این است كه از نظر شما شرخری چه معنی و مفهومی ‌دارد؟

ببخشید داداش همین اول كار بگم كه من از اصطلاح شرخری خوشم نمیاد. كار ما مثل رابین هود می‌مونه. ما كار راه‌اندازیم و شرخر نیستیم. از آدمایی می‌گیریم كه حساب كتاب سرشون نمیشه اگرنه چرا آدمای بد‌بخت بیان سراغ ما؟ اگه حساب و كتاب بازار درست باشه هیشكی سراغی از ما نمی‌گیره.

*نفهمیدم. چرا رابین هود؟

برای اینكه رابین هود از آدمای پولدار می‌گرفت و به آدم‌های فقیر می‌داد.

*اما اجیر‌كننده شما فقیر نیست. آدمی هم كه از او با زور پولی می‌گیرید، لزوماً ثروتمند نیست. رابین هود قهرمان یك داستان قدیمی ‌است كه فكر می‌كرد باید از آدم‌های پولدار بگیرد و به فقرای ناتینگهام كمك كند. من شباهتی بین شما و رابین هود نمی‌بینم و در ضمن خیلی هم از رابین هود خوشم نمی‌آید. چرا باید از یك عده به زور پول گرفت وبه یك عده دیگر داد؟ من فكر می‌كنم شرخری واژه بهتری است. من هنوز دوست دارم شما شرخری را تعریف كنید.

شرخری یعنی زنده كردن پول. من نمی‌فهمم چرا میگن شرخر اما از اینكه به من بگن شرخر خوشم نمیاد. همین قدر می‌فهمم كه بعضی‌ها خودشون نمی‌تونن از حق خودشون دفاع كنن بعد میان سراغ ما. یكی مزاحم ناموسی داره. اون یكی مستاجرش سرموعد حاضر نیست خونه رو تحویل بده و یكی دیگه طلب داره اما پولش زنده نمیشه. میان سراغ ما. ما هم می‌گیم دقیقاً چی می‌خوای؟ طرف دردشو می‌گه ما هم گوش می‌كنیم. بعضی لقمه‌ها برا دهن ما گنده است می‌گیم نه. بعضی‌ها باب دندون ماست می‌گیم آره. ته خط هم یه چیزی گیر ما میاد طرف هم به هدفش می‌رسه.

*پس شرخر فقط دنبال نقد كردن طلب مردم نیست. یعنی كارهای دیگری هم هست كه قبول می‌كنید.

خیلی پیش اومده كه یك زن تنها اومده سراغ ما گفته همسایه‌اش مزاحم دخترش میشه. گفتیم باشه آبجی پول نمی‌گیریم برات حلش می‌كنیم. رفتیم جوون لندهور مردمو انداختیم تو ماشین بردیم زدیمش و ادبش كردیم و بعد ولش كردیم. یك بار یك پیرمرد سراغ منو از بچه محل‌ها گرفته بود. اومد پیشم گفت پسرم مشكل منو حل می‌كنی؟ گفتم مشكلت چیه؟ گفت یه پسر دارم كه خیلی اذیتم می‌كنه. توهین می‌كنه و پول می‌دزده می‌خوام ادبش كنی. بعد هم یه چیزی بابت دستمزد داد و من هم رفتم سراغ پسره. دیدم پسره معتاده و خیلی هم بچه پر‌روست. گرفتیم با بچه‌ها بردیمش تو باغ یكی از دوستان تو شهریار. یك هفته كار من این بود كه این لندهورو كتك بزنم. هی می‌زدمش و هی خون بالا می‌آورد. اون قدر زدمش كه بیهوش شد. از صبح تا شب كلاغ پرش كردم اون قدر كه پاهاش از خودش نبود. پس می‌بینی كه همه‌ش مساله پول نیست.

*چرا نباید این كار را به قانون سپرد؟

خوب در نمیاد. اولاً می‌گیرن ولش می‌كنن. بعدهم خوب ادبش نمی‌كنن. من وقتی این جور آدما رو می‌گیرم اون قدر می‌زنمشون كه خون بالا می‌آرن. قانون چنین كاری نمی‌تونه بكنه. خود من صد بار بازداشت شدم اما همیشه آزادم كردن. شاید باورت نشه اما لات‌ها خیلی دوست دارن اون تو باشند. تو زندان كار هست، كاسبی هست اما این بیرون نیست.

*آیا شرخری برای شما شغل محسوب می‌شود؟

من كار دیگه‌ای بلد نیستم. اصلاً بذار درمورد این كار صحبت كنم. خیلی‌ها فكر می‌كنند این كار كثیفه ولی ما كار راه‌انداز مردم هستیم. فامیلام از من بدشون میاد. با من قطع رابطه كردن و منو می‌بینن روشون رو می‌كنن اون ور. ولی من این كارو دوست دارم. درآمدم خیلی خوبه. قبلاً یه موتور هم نداشتم اما حالا واسه خودم خونه و ماشین دارم. دفتر اجاره كردم. همه منو می‌شناسن. تو بانك كه میرم بدون صف كارم راه می‌افته. تعارف كه نداریم می‌ترسن دیگه.

*اینكه مردم از شما می‌ترسند آیا مزیت محسوب می‌شود؟

مزیت؟ چرا نباشه؟ این همه آدم تو این مملكت داریم همه‌شون هم دوست دارن آدما جلوشون خم و راست شن. ببین داداش لات‌ها برا خودشون آدم دارن كه بهشون میگن نوچه. هركی واسه خودش نوچه‌ای داره. شما نداری؟ رئیس فلان اداره نداره؟ نماینده نداره؟ همه دارن. همه‌ام دوس دارن مردم جلوشون خم و راست شن. من وقتی میرم تو بانك جلوم خم و راست می‌شن. چرا؟ چون زور دارم و نترس هستم. یه بار از رئیس یه شعبه آدرس صاحاب چكو می‌خواستم نداد. رفتم توی پاركینگ و دور تا دور ماشین خوشگلشو خط‌خطی كردم. روش هم نوشتم رابین هود. وقتی اومد بره بیرون، آتیش گرفته بود. من آدم بد‌لجی هستم. فرداش رفتم تو بانك داد و بیداد راه انداخت و زنگ زد پلیس. منو بردن ولی مدرك نداشتن ولم كردن. دوباره رفتم بانك و این بار درگوشش گفتم یا آدرسو بده یا می‌زنم زندگیتو نابود می‌كنم. آدرس زن و بچتو دارم. بازهم چقری كرد و نداد. شب رفتم در خونه‌ش زنگ زدم. خودش اومد پشت آیفون گفتم منم رابین هود. گوشیو گذاشت. می‌دونستم زنگ می‌زنه پلیس. رفتم قایم شدم. تا پلیس رفت دوباره رفتم در خونه‌ش. شروع كردم داد و بیداد كردن كه آی مردم این مرده حیثیت خونوادمو برده. زن و بچه داره اما به ناموس من نظر داره. نیومد بیرون ولی باز پلیس اومد. دوباره فرار كردم. باز كه پلیس رفت برگشتم در خونه‌ش زنگ زدم. دیگه عصبانی شده بودم. قاطی كرده بودم. گفتم پسرتو می‌دزدم یا آدرسو بده. شماره‌مو رو دیوار نوشتم براش. طرفای ظهر بود كه دیدم زنگ زد. گفت تو رو خدا دست از سرمون بردار. گفتم كاری ندارم آدرسو بده. بنده خدا داد ولی اگه نمی‌داد می‌رفتم بچه‌شو می‌دزدیدم.

*به بچه‌اش چه ربطی داشت؟

ببین داداش این چیزا مال قصه‌هاس. اینكه رحم كنی و نكنی، چیزی درست نمیشه. من شرخرم. گل‌كار كه نیستم. معلم كه نیستم. طرف پول مردمو خورده و نمی‌ده. بعد رفته برا زن و بچه‌ش لباس و ماشین خریده اون وقت چطور ربطی نداره؟ سرنوشت اینها همه به هم وصله و شوخی نیست. چطور منو بگیرن و ببرن زندان زن و بچه‌م گشنه می‌مونن و هیشكی نیست كمكشون كنه.

*شما زن و بچه هم داری؟

بله، دو تا دختر دارم.

*می‌توانی تصور كنی یك نفر آنها را گروگان بگیرد؟

اوه اوه خدا اون روزو نیاره. قاطی می‌كنم بد جور. بین ما لات‌ها هم گاهی دعوا میشه. یه بار دارودسته مهدی‌سیاه با ما كج افتادن دستشون كه به من نمی‌رسید دختركوچیكه‌مو گروگان بردن. قاطی كردم. خدابیامرز مهدی‌سیاه رفیقم بود. زنگ زدم رو گوشی‌ش گفتم مهدی به بچه‌هات بگو تمومش كنند كه اگه قاطی كنم، بد میشه. گوش نكرد. رفتم از بچه‌های نظام‌آباد چند نفر اجیر كردم. محل دعوا یكی از فرعی‌های شماره دو بود. آی زدیم همدیگه‌رو. قمه بود كه فرو می‌رفت تو دل و جیگر بچه‌ها. خود من اون روز هفت تا چاقو خوردم ولی خدا خواست ما بردیم. مهدی سیاه به نوچه‌هاش دستور داد دخترمو آزاد كردن.

*شده تا حالا سر شرخری كتك هم بخوری؟

ببین داداش این كار كتك داره، فحش داره. بی‌ناموسی داره و همه چی داره. بذار برات تعریف كنم می‌فهمی چی میشه. یه بار یه بابایی جلو پاساژ منو دید وگفت تو اسمال ‌شرخری؟ گفتم آره، فرمایش؟ گفت: یه چك دارم مال یه بابایی كه خیلی كله گنده‌س میگن فقط تو می‌تونی نقدش كنی. گفتم بیا بریم صحبت كنیم. رفتیم یه جا نشستیم صحبت كردیم. گفتم توكی هستی؟ گفت كارخونه گچ دارم. گفتم طرف كیه؟ گفت نماینده بوده والان داره تو خیابون فاطمی ساخت وساز می‌كنه. گفتم بادیگارد داره؟ گفت: آره راننده داره. طرف 300 میلیون بدهكار بود و قرار شد من هشت تا بگیرم و پولشو نقد كنم. می‌دونستم خیلی خطرناكه. بادیگارد طرف غول بود و می‌دونستم منو لت و پار می‌كنه. گفتم اسماعیل این دیگه ته خطه. خلاصه نشستم فكر كردن تا اینكه یه چیزی به ذهنم رسید. تعقیبش كردم دیدم میره سر ساختمونش تو خیابون فاطمی. هر روز یه سر می‌زد و نیم ساعتی اون جا بود و بعد می‌رفت دفتر كارش كه بلوار كشاورز بود. یه روز كه بادیگاردش از شركت رفت بیرون، رفتم تو دفترش. به بهونه تعمیر تاسیسات ساختمون. تنها بود. یه لحظه پشیمون شدم اما دیگه نمی‌شد كاری كرد. رفتم جلو كپی چك رو گذاشتم جلوش. گفت این چیه؟ گفتم مال شماست. موبایلشو برداشت زنگ بزنه گفتم حاجی پول نشه، پولت می‌كنم. دو روز دیگه میام. زدم بیرون. شب رفته بودم قهوه خونه ممد میشی دیدم چند نفر گردن‌كلفت اومدن تو. درو بستن و اونقدر ما رو زدن كه تو ادرارم خون بود. خلاصه دیدم این یارو خیلی چقره. نگو عكسمو از تو دوربین در آورده بودن و شناسایی كرده بودن. به قدری كتك خوردم اون روز كه تا سه ماه بدنم درد می‌كرد.

*تا حال از كاری پشیمان شده‌اید؟

بله، ولی عادت كردم بهش فكر نكنم. ولی شب‌ها بعضی وقت‌ها خوابش را می‌بینم. یه بار اشتباهی كارد فرو كردم تو پهلوی یه نفر دیگه. به یكی زنگ زدم لیچار بارم كرد عصبانی شدم. رفتم سراغش. قیافه‌شو نمی‌شناختم. از یكی پرسیدم، گفت اونه. رفتم كاردو فرو كردم تو كتفش بعد فهمیدم اشتباه كردم و اون نبوده. خیلی ناراحت شدم. یه بار هم رفتم چك یه بدبختو نقد كنم. خونه‌ش تو منیریه بود. تاجری بود كه حساب و كتابش به هم ریخته بود و خلاصه چك‌هاش برگشت می‌خورد. دو روز پشت در موندم و هیچ كس درو باز نكرد. می‌دونستم تو خونه اس. رفتم رو پشت بام و كولرشو قطع كردم. بازهم بیرون نیامد. خلاصه یه چند روزی علافش بودم تا اینكه با هزار بدبختی از پنجره رفتم تو خونه‌ش. اصلاً صدایی نمی‌آومد در حالی كه می‌دونستم تو خونه‌اس. هرجا رو نیگا كردم نبود. ولی متوجه شدم از تو حموم صدا میاد. رفتم یواش درو وا كردم دیدم بدبخت افتاده رو زمین و دوش هم بازه و همین طور آب هم داره میره. دستكش دستم كردم و شیر آب رو بستم. ولی دیدم مرده و نفس نمی‌كشه وآب هم صورتشو پوسانده بود. قیافه‌ش تا مدت‌ها توی ذهنم بود. اون روز اومدم بیرون و زنگ زدم به پلیس و گفتم من شرخرم و چنین چیزی دیدم. نمی‌دونم من چقدر مقصر بودم اما در هرحال عذابش برام مونده.

*هركدام از كارهایی كه می‌كنید، قیمت كارهایی كه می‌كنید چقدر است؟

هر چیزی قیمتی داره. گوش، انگشت، بند انگشت، مو، پهلو، سر. خلاصه همه چیز واسه خودش قیمت داره. یه بار یه بنده خدایی به من پول داد تا سگ یه خانومه رو بكشم. مثل اینكه به سگ خانومه حسودیش می‌شد. یه روز عصركه خانومه تو فرمانیه داشت پیاده‌روی می‌كرد، سگشو دزدیدم. طرفای عصر بود كه دزدیدمش و شب هم فروختمش به یكی دیگه.300 تا گرفتم. به هرحال چك یه نرخ داره، چك و توگوشی هم یه نرخ. كف‌گرگی هم قیمت خودشو داره. مثلاً مظنه چك،10 تا 20 درصده. شاید هم بتونی چك طرف رو بخری كه در این صورت 50 درصد از مبلغ چك كم می‌كنی و بقیه اش رو میدی طرف. بعد ولی باید نقدش كنی دیگه.

*آقا اسماعیل برای من یك سوال خیلی مهم است. دقیقاً چندسال است كه داری كار می‌كنی واینكه كدام سال كار شما بیشتر رونق داشته است؟

راستش كار ما همیشه رونق داره. سفارش زیاده. تا بی‌حسابی باشه، كار ما هم رونق داره. وقتی وضع مردم خوب شه، وضع ما بد میشه. وقتی وضع مردم بد شه وضع ماهم خوب میشه. در ضمن الان دست زیاد شده و هركیو می‌بینی، قمه دست گرفته می‌آفته توخیابون دنبال باج‌خواهی و شرسازی. بعضی‌ها شرخر نیستند، شر‌سازند.

*در مورد چك‌های برگشتی می‌گویم.

بله. در مورد چك، بیشتر از همیشه پارسال رونق داشت. پارسال من دفتر زدم و 10 تا نوچه گرفتم. من الان 11 ساله دارم كار شرخری می‌كنم. الان 39 سال دارم و 11 ساله شرخرم. اولش هیچی نداشتم. كارم سرقت گوشی بود ولی بعد یه بنده خدایی بود به نام تقی معروف به تقی وانتی منو كشوند تو این راه. من بچه لات بودم و دعوا راه می‌نداختم. گفت بیا شرخری كن نون خوبی توش داره. برا بار اول رفتم سراغ كارمند یه شركت. دفترش تو جردن بود. نشستم تو دفترش گفتم تا پول ندی نمیرم. اونقدر كثیف و بد‌بو بودم كه طرف چك 500 هزارتومنی رو همون جا قرض كرد و پولشو داد. اون موقع ماهی دوسه تا چك برگشتی داشتیم الان ماهی 20 تا داریم شاید هم بیشتر. خودم دیگه كمتر از 100 میلیون كار نمی‌كنم ومعمولاً 10 تا 20 درصد می‌گیرم.

*فكر می‌كنید تا چه زمانی این كار را ادامه بدهید؟

دوست دارم دو سال دیگه بازنشسته كنم خودمو. شكر خدا الان خونه و ماشین و زندگی دارم ولی می‌خوام از نظام‌آباد بیام سمت یوسف‌آباد. یه خونه بزرگ می‌خوام و بعد یه ماشین و بعد هم بتونم یه گاراژ تو جاده قدیم بگیرم برا تعمیر پمپ و این طور چیزها. البته الان دیگه دعوا نمی‌كنم. رفتارم پخته شده و كمتر قلدری می‌كنم ولی همچنان احتمال قاطی كردنم هست.



منبع خبر : نيمروز - http://www.nimrooznews.com/4086



 
اخبار مرتبط

زنی که مردان هوسباز را طعمه قرار می داد
منتشر شده در تاريخ: 16/10/1392

داستان عبرت آموز دختر دبيرستاني
منتشر شده در تاريخ: 18/09/1392

اخاذی زن جوان از مشتریان آرایشگاه
منتشر شده در تاريخ: 10/09/1392

جزئیات کلاهبرداری تلفنی از نمایندگان مجلس
منتشر شده در تاريخ: 28/08/1392

چک یک‌میلیونی؛ ۱۳۵میلیون تومان آب خورد
منتشر شده در تاريخ: 20/08/1392

اخاذی از زنان متاهل
منتشر شده در تاريخ: 19/08/1392

سرقت 2 میلیونی بخاطر خرید فیلترشکن
منتشر شده در تاريخ: 17/08/1392

هتک حرمت به دختر دانشجو در پارک
منتشر شده در تاريخ: 16/08/1392

واریز اشتباهی پول ترفند کلاهبردار فراری
منتشر شده در تاريخ: 12/08/1392

کلاهبرداری 12 میلیون ریالی از کنار خودپرداز
منتشر شده در تاريخ: 08/08/1392

هشدار: گول این پیامک را نخورید
منتشر شده در تاريخ: 07/08/1392

راز خواستگار شياد در قرار عروس‌خانم و هووي باردار
منتشر شده در تاريخ: 22/07/1392

عملیات پلیس در ۴شهر برای دستگیری باند بزرگ جعل
منتشر شده در تاريخ: 17/07/1392

گول این پیامک را نخورید!
منتشر شده در تاريخ: 11/07/1392

کلاهبرداری مرد شیک‌پوش از زنان در فرودگاه
منتشر شده در تاريخ: 09/07/1392

راز حضور دختران جوان در خانه مجردی پسر شرور!
منتشر شده در تاريخ: 21/06/1392

هشدار در مورد کلاهبرداری از همراهان بیمار
منتشر شده در تاريخ: 13/06/1392

هشدار! در آرایشگاه عکس نگیرید
منتشر شده در تاريخ: 12/06/1392

8 راه کلاهبرداری از طریق کارت بانک
منتشر شده در تاريخ: 11/06/1392

شکایت عجیب زن وشوهر علیه یکدیگر
منتشر شده در تاريخ: 07/06/1392

اقدام بی شرمانه پزشک در وسط عمل جراحی با دختر جوان!
منتشر شده در تاريخ: 06/06/1392

تباهي دختر ۱۷ ساله با پيامک تبليغاتي
منتشر شده در تاريخ: 05/06/1392

زنگ‌خطر پلیس در آرایشگاه‌ های زنانه
منتشر شده در تاريخ: 04/06/1392

دستگیری مرد هزار چهره به جرم شکار زنان
منتشر شده در تاريخ: 02/06/1392

دستگیری 4 دختر جوان اغفالگر پسران!
منتشر شده در تاريخ: 13/05/1392

بزرگترین کلاهبرداران ایران
منتشر شده در تاريخ: 09/05/1392

نقشه شیطانی مرد 60 ساله برای نو عروس 13 ساله!
منتشر شده در تاريخ: 06/05/1392

اغفال 1000 دختر جوان توسط زوج شیاد!
منتشر شده در تاريخ: 06/05/1392

موج تازه کلاهبرداری با فروش ماشین‌های تصادفی
منتشر شده در تاريخ: 15/04/1392

با هر تلفنی سیم‌کارت نخرید
منتشر شده در تاريخ: 15/04/1392

کلاهبرداری از طریق تک زنگ زدن
منتشر شده در تاريخ: 10/04/1392

سفر ناتمام مالباخته، کلاهبرداری میلیاردی را ناکام گذاشت
منتشر شده در تاريخ: 04/04/1392

فروش جو و ماسه به جای برنج!
منتشر شده در تاريخ: 11/11/1391

سوء استفاده از اعتماد خواستگار
منتشر شده در تاريخ: 11/06/1391

کلاهبرداری با نام ریاست جمهوری
منتشر شده در تاريخ: 25/05/1391

هشدار پلیس در مورد ایمیل‎های تبلیغاتی که اطلاعات رایانه‎ی شما را می‎رباید
منتشر شده در تاريخ: 24/05/1391

پيامك با طعم كلاهبرداري!
منتشر شده در تاريخ: 07/05/1391

فرزند بي‌عاطفه
منتشر شده در تاريخ: 02/05/1391

کلاهبرداري پيامکي از دارندگان سيم کارت هاي ايرانسل در مشهد
منتشر شده در تاريخ: 08/04/1391

ازدواج همزمان مهندس قلابي با 5 زن مطلقه
منتشر شده در تاريخ: 04/04/1391

هشدار پليس فتا به دارندگان سيم‌كارت‌هاي اعتباري
منتشر شده در تاريخ: 18/03/1391

کشف باند کلاهبرداري اينترنتي
منتشر شده در تاريخ: 23/03/1390

كلاهبرداري با تقليد صداي زنانه
منتشر شده در تاريخ: 22/12/1389

كلاهبرداران 123كيلو طلا را بالا كشيدند
منتشر شده در تاريخ: 17/09/1389

کلاهبرداري با وعده ازدواج
منتشر شده در تاريخ: 27/11/1388

بنگاه‌دار كلاهبردار را شناسايي كنيد
منتشر شده در تاريخ: 09/10/1388

مرد 5 زنه تحت تعقيب پليس قرار گرفت
منتشر شده در تاريخ: 28/09/1388

كلاهبرداري 100 ميليون توماني
منتشر شده در تاريخ: 19/08/1388

مرد كلاهبردار نقشه مي‌كشيد همسرش اجرا مي‌كرد
منتشر شده در تاريخ: 16/08/1388

متهم را شناسايي كنيد
منتشر شده در تاريخ: 31/06/1388

شاكيان از دكتر قلابي به آگاهي مراجعه كنند
منتشر شده در تاريخ: 17/06/1388

انتقام از وكيل با استخدام 4 مرد مسلح
منتشر شده در تاريخ: 09/06/1388

بازي تبهكاران در نقش بازپرس و پليس
منتشر شده در تاريخ: 02/06/1388

مقابله با آنفلوآنزاي خوكي ، شگرد مامور قلابي بهداشت
منتشر شده در تاريخ: 31/05/1388

كلاهبردار حرفه‌اي در دادسراها دستگير شد
منتشر شده در تاريخ: 26/05/1388

باند كلاهبرداران حرفه اي متلاشي شد
منتشر شده در تاريخ: 25/05/1388

زن شياد ميليونها تومان كلاهبرداري كرد
منتشر شده در تاريخ: 20/05/1388

دستگيري زوج كلاهبردار
منتشر شده در تاريخ: 17/05/1388

مرد كلاهبردار كتاب «چگونه پولدار شويم» را نوشت
منتشر شده در تاريخ: 31/04/1388

كارمند بانك به جرم اختلاس ميلياردي دستگير شد
منتشر شده در تاريخ: 02/04/1388

كلاهبردار 2.5ميلياردي هنگام خروج از كشور
منتشر شده در تاريخ: 01/04/1388

پليس قلابي به اتهام كلاهبرداري دستگير شد
منتشر شده در تاريخ: 01/04/1388

تباني براي كلاهبرداري از طلافروشي‌ها
منتشر شده در تاريخ: 29/03/1388

با جعل مهرهاي پزشكان متخصص، كلاهبرداري مي‌كردند
منتشر شده در تاريخ: 14/03/1388

دام‌هاي عنكبوتي در انتظار كاربران اينترنت
منتشر شده در تاريخ: 11/03/1388

خانواده كلاهبردار دستگير شدند
منتشر شده در تاريخ: 09/03/1388

مرد شياد و همدستانش دستگير شدند
منتشر شده در تاريخ: 05/03/1388

كلاهبردار حرفه‌اي دستگير شد
منتشر شده در تاريخ: 26/02/1388

چاپ 10 هزار بليت جعلي براي انتقام از مدير آژانس
منتشر شده در تاريخ: 24/02/1388

كلاه گشاد شركت كاريابي بر سر 348 جوياي كار
منتشر شده در تاريخ: 23/02/1388

کلاهبرداری به شيوه زنانه
منتشر شده در تاريخ: 23/02/1388

با حذف جنبه کيفري چک کلاهبرداري بيشتر مي شود
منتشر شده در تاريخ: 15/02/1388

دستگیری دونماینده قلابی در تهران
منتشر شده در تاريخ: 14/02/1388

دستگيري رئيس كلانتري قلابي
منتشر شده در تاريخ: 13/02/1388

دستگیری مرد 3 هزار چهره در مهاباد
منتشر شده در تاريخ: 10/02/1388

هشدار بانک ملی نسبت به شیوه جدید کلاهبرداری
منتشر شده در تاريخ: 10/02/1388

همسايه‌اي كه كلاهبردار از آب درآمد!
منتشر شده در تاريخ: 09/02/1388

اخاذي ، با جنايت پايان گرفت
منتشر شده در تاريخ: 08/02/1388

دستگیری بازرس قلابی پلیس
منتشر شده در تاريخ: 06/02/1388

كلاهبرداران 500ميليوني دستگير شدند
منتشر شده در تاريخ: 03/02/1388

پيامك تقلبي براي كلاهبرداري از 3000 نفر
منتشر شده در تاريخ: 02/02/1388

پيرمرد ثروتمند با هويت جعلي دفن شد
منتشر شده در تاريخ: 01/02/1388

ده‌ها فقره اعتراف در پرونده زن شياد
منتشر شده در تاريخ: 31/01/1388

محاکمه دزد جنازه به جرم فرار عجيب از زندان
منتشر شده در تاريخ: 26/01/1388

كلاهبردار 7ميليارد توماني دستگير شد
منتشر شده در تاريخ: 26/12/1387

كشف جريان آلوده به اخاذي از ورزشكاران
منتشر شده در تاريخ: 17/12/1387

شيادان ، خاك مي فروختند
منتشر شده در تاريخ: 12/12/1387

كلاهبردار يك ميليارد توماني را شناسايي كنيد
منتشر شده در تاريخ: 10/12/1387

مرد راننده، طعمه‌هاي كلاهبرداري‌هاي همسرش را شكار مي‌كرد
منتشر شده در تاريخ: 01/12/1387

پرونده كلاهبرداران بسته شد
منتشر شده در تاريخ: 30/11/1387

مجرم سابقه‌دار دستگير شد
منتشر شده در تاريخ: 29/11/1387

مهريه، راز كلاهبرداري از شركت بيمه را فاش كرد
منتشر شده در تاريخ: 24/11/1387

ملاقات 2 هوو راز ازدواج پنهاني را فاش كرد
منتشر شده در تاريخ: 20/11/1387

كلاهبرداري بعد از تعطيلي بانك‌ها
منتشر شده در تاريخ: 20/11/1387

كلاهبردار 10ميليارد توماني دستگير شد
منتشر شده در تاريخ: 15/11/1387

كلاهبردار 34 ميلياردي تحت تعقيب پليس قرار دارد
منتشر شده در تاريخ: 10/11/1387

برنده‌هاي وام‌هاي خيالي، بازنده واقعي بودند
منتشر شده در تاريخ: 09/11/1387

كلاهبردار حرفه‌اي از سايه بيرون آمد
منتشر شده در تاريخ: 01/11/1387

كلاهبردار 640 ميليون توماني تحت تعقيب قرار گرفت
منتشر شده در تاريخ: 29/10/1387

2پدر قلابي ‌تحت تعقيب قرار گرفتند
منتشر شده در تاريخ: 22/10/1387

دختران «بادي‌گارد» در دام مرد كلاهبردار
منتشر شده در تاريخ: 15/10/1387

77شاكي مقابل مامورهاي قلابي
منتشر شده در تاريخ: 12/10/1387

تباني زن جوان با بازرس قلابي براي كلاهبرداري از زنان آرايشگر
منتشر شده در تاريخ: 25/09/1387

برنده شدن در قرعه‌كشي اينترنتي شيوه جديد كلاهبرداري
منتشر شده در تاريخ: 10/09/1387

جعل عنوان براي كلاهبرداري و تباهي هنرمندان و دختران جوان
منتشر شده در تاريخ: 05/09/1387

دسيسه يك زن براى همسر صیغه ای
منتشر شده در تاريخ: 04/09/1387

كلاهبرداري ميليوني با هويت پزشك و تهيه‌كننده تلويزيوني
منتشر شده در تاريخ: 04/09/1387

400 ميليون تومان هزينه مكالمه 2 شياد فراري
منتشر شده در تاريخ: 25/08/1387

اجاره و فروش آپارتمان؛بهانه اي براي كلاهبرداري
منتشر شده در تاريخ: 25/08/1387

كلاهبرداري كه قول برنده‌شدن مي‌داد
منتشر شده در تاريخ: 20/08/1387

كلاهبرداري ميليوني هنگام برداشت پول از عابر بانك‌
منتشر شده در تاريخ: 19/08/1387

باندگندم‌نماهاي جوفروش متلاشي شد
منتشر شده در تاريخ: 19/08/1387

تور مسافرتي ارزان، شگردي براي كلاهبرداري ميليوني
منتشر شده در تاريخ: 18/08/1387

كلاهبرداري‌كه عاشق خودروهاي مدل بالا بود
منتشر شده در تاريخ: 13/08/1387

دكتر قلابي، طعمه‌ها را در اينترنت شكار مي‌كرد
منتشر شده در تاريخ: 08/08/1387

ترفند زن و شوهر كلاهبردار براي تصاحب زمين 2 ميلياردي
منتشر شده در تاريخ: 05/08/1387

1000 شاكي در پرونده كلاهبرداري 4 ميليارد توماني‌
منتشر شده در تاريخ: 29/07/1387

كلاه گشاد مرد شياد بر سر 120 خريدار خودرو
منتشر شده در تاريخ: 28/07/1387

كلاهبردار بانكي 110 ميليارد توماني بازداشت شد
منتشر شده در تاريخ: 24/07/1387

مأمور قلابي به دام افتاد
منتشر شده در تاريخ: 22/07/1387

مامور قلابي، حكم اعدام صادر مي‌كرد
منتشر شده در تاريخ: 17/07/1387

ميلياردها تومان‌كلا‌هبرداري مادر و دختر در پوشش فروش ملك
منتشر شده در تاريخ: 15/07/1387

دوربين مداربسته مشت كلاهبردار را باز كرد
منتشر شده در تاريخ: 13/07/1387

كلاهبردار حرفه‌اي تحت تعقيب مراجع قضايي و انتظامي‌
منتشر شده در تاريخ: 09/07/1387

كلاهبرداري از دختران دم‌بخت براي فرار از ورشكستگي
منتشر شده در تاريخ: 06/07/1387

كلاهبرداري كارگردان قلابي از خانم ها
منتشر شده در تاريخ: 04/07/1387

11 عضو باند كلاهبرداري دستگير شدند
منتشر شده در تاريخ: 02/07/1387

230شاكي درپرونده كلاهبردار حرفه‌اي‌
منتشر شده در تاريخ: 25/06/1387

جعل عنوان مامور براي ندادن پول پيتزا
منتشر شده در تاريخ: 23/06/1387

مهندس قلابي، خواستگاري شياد بود
منتشر شده در تاريخ: 21/06/1387

كلاهبرداري از طريق ارسال پيامك
منتشر شده در تاريخ: 19/06/1387

دستگيري کلاهبردار تهراني در شمال کشور
منتشر شده در تاريخ: 07/06/1387

بزرگ‌ترين کلاهبرداري تاريخ
منتشر شده در تاريخ: 05/06/1387

پسر ناخلف با جعل امضا زمين‌هاي پدرش را مي‌فروخت
منتشر شده در تاريخ: 03/06/1387

يك ميليارد تومان كلاهبرداري با خريد مواد غذايي
منتشر شده در تاريخ: 29/05/1387

مراسم عروسي بهانه‌اي براي كلاهبرداري
منتشر شده در تاريخ: 23/05/1387

رمال‌هاي حيله گر طلا غيب مي‌كردند
منتشر شده در تاريخ: 20/05/1387

كلاهبردارى عجیب با آگهى ترحيم
منتشر شده در تاريخ: 17/05/1387

جاعل حرفه‌اي، مدعي ارتباط با امام زمان بود
منتشر شده در تاريخ: 15/05/1387

عطر و گلاب براي كلاهبرداري ميليوني
منتشر شده در تاريخ: 05/05/1387

كلاهبرداري نيم ميلياردي با جادوي دروغين ۷ مجسمه
منتشر شده در تاريخ: 05/05/1387

مامورهاي قلابي با كت وشلوارهاي 26 ميليوني
منتشر شده در تاريخ: 03/05/1387

دستگيري كلاهبردار 10 ميليارد توماني
منتشر شده در تاريخ: 01/05/1387

دوستي سياه دختر فراري و تبهكار سابقه‌دار
منتشر شده در تاريخ: 31/04/1387

بازي در نقش بيمار براي دريافت كارت معافيت پزشكي
منتشر شده در تاريخ: 31/04/1387

دستگيري شاكي كلاهبردار املاك تهران
منتشر شده در تاريخ: 31/04/1387

در جستجوي مردي كه در مرخصي از زندان كلاهبرداري مي‌كند
منتشر شده در تاريخ: 20/04/1387

نقشه احمقانه يك افغاني براي گرفتن اجازه اقامت
منتشر شده در تاريخ: 18/04/1387

دستگيري 2 كلاهبردار هزار چهره با 7 شركت قلا‌بي‌
منتشر شده در تاريخ: 13/04/1387

سرقت‌ پول‌ سهامداران مرده از سوي كارمند خاطي‌
منتشر شده در تاريخ: 05/04/1387

جعل اسناد ارثيه پدر براي پسر
منتشر شده در تاريخ: 05/04/1387

آرايش مجاني‌ 2 دختر فراري‌ را به دام انداخت‌
منتشر شده در تاريخ: 02/04/1387

جاسازي چك‌هاي بانكي در كيسه‌هاي برنج‌
منتشر شده در تاريخ: 21/03/1387

استخدام طعمه‌ها براي خواندن روزنامه
منتشر شده در تاريخ: 21/03/1387

فريب صاحبخانه‌ها در رؤياي وام 18ميليوني
منتشر شده در تاريخ: 19/03/1387

جستجوي مخفيگاه خواستگار قلابي
منتشر شده در تاريخ: 12/03/1387

پليس در جستجوي زني‌كه طلاي قلابي مي‌فروشد
منتشر شده در تاريخ: 09/03/1387

خواستگار خوش‌تيپ پريد
منتشر شده در تاريخ: 09/03/1387

پيامك بفرستيد، خودروي گرانقيمت جايزه بگيريد
منتشر شده در تاريخ: 08/03/1387

اشتباه بزرگ پاركبان‌هاي قلابي
منتشر شده در تاريخ: 08/03/1387

چهره‌تان را تغيير مي‌دهم
منتشر شده در تاريخ: 06/03/1387

دستمزد ميليوني براي چوپان دروغگو
منتشر شده در تاريخ: 06/03/1387

توديع وثيقه، پرده از راز تعدد زوجات يك متهم برداشت
منتشر شده در تاريخ: 04/03/1387

كلاهبرداری ميلياردی قهرمان قلابی ورزش
منتشر شده در تاريخ: 02/03/1387

وام ۲ ميلياردي براي كارخانه دروغين
منتشر شده در تاريخ: 31/02/1387

دندانپزشك قلابي: وسوسه پولدار شدن بيچاره‌ام كرد
منتشر شده در تاريخ: 30/02/1387

تقليد صداي مسوولان براي كلاهبرداري از مردم
منتشر شده در تاريخ: 29/02/1387

ماجراي عجيب 50 خروس‌لاري در فرودگاه
منتشر شده در تاريخ: 28/02/1387

كلاه يك‌ونيم ميلياردي براي تاجر اروپايي
منتشر شده در تاريخ: 22/02/1387

شياد هزار چهره براحتي از مردم کلاهبرداري مي كند
منتشر شده در تاريخ: 11/12/1386

کلاهبرداري شرکت هرمي از جويندگان کار
منتشر شده در تاريخ: 28/11/1386

کلاهبرداري 85 ميليون توماني شيادها از 6 طلافروش
منتشر شده در تاريخ: 18/11/1386

آگهي استخدام دروغين باز هم بهانه اي براي کلاهبرداري
منتشر شده در تاريخ: 13/11/1386

ترفند شيادهاي حرفه اي براي کلاهبرداري يک ميليارد توماني
منتشر شده در تاريخ: 06/11/1386

کلاهبرداري گسترده از مردودي هاي کنکور سراسري
منتشر شده در تاريخ: 13/10/1386

کلاهبرداري در قالب شرکت هاي خيالي
منتشر شده در تاريخ: 03/10/1386

کلاهبرداري گسترده با 4 هزار چک مسافرتي باطله
منتشر شده در تاريخ: 10/08/1386