شماره خبر:  14478    تاريخ انتشار خبر:        ام شهریور ماه سال هجری شمسي  تعداد دفعات مشاهده خبر: 15064 مرتبه تا کنون

 روایتی متفاوت؛ از دیدار خانواده شهدا با "ریگی"

روز جمعه بیست و هشتم خرداد ماه 1389 دو روز قبل از اعدام عبدالمالک ریگی، تعدادی از خانواده‏های شهداء و قربانیان، با این تروریست شرور دیدار و گفتگو کردند.

به گزارش "تابناک" آنچه در پی می‏آید نوشته «رضا لک‏زایی» است که عبدالمالک، برادرزاده او (شهید مسلم لک‏زایی) و شوهر خواهر او (شهید نعمت ا... پیغان) را به شهادت رساند و خودش را 150 روز به گروگان رفت و پس از پنج ماه در مقابل مبلغ هنگفتی پول آزاد کرد، که در خبرگزاری اهل‏بیت(ع) ـ ابنا ـ منتشر شده است:
عبدالمالک را روز جمعه بیست و هشتم خرداد ماه 1389 دوباره دیدم. آخرین باری که او را دیده بودم به اواخر اردیبهشت 1385 برمی‏گشت؛ زمانی که در دست یاران مسلح او گروگان بودم، و نمی‏دانستم زنده خواهم ماند یا به شهدای مظلوم تاسوکی خواهم پیوست...

از در که وارد می‏شود نگاهی به او می‏اندازم، مثل کسی راه می‏رود که انگار بدترین خبر زندگی‏اش را شنیده است؛ ناامید و درمانده و تنها، در میان چند نفر که احتمالاً محافظ بودند.

روی صندلی می‏نشیند، و نگاهش را به پایین می‏دوزد. با کمی فاصله از سمت چپ، تقریباً روبروی من نشسته است. دمپایی آبی‏رنگی پوشیده، بدون جوراب، با یک زیرشلواری آبی، که البته به پررنگی دمپایی‏اش نیست.

موهاییش هم کوتاه است، با ریشی که احتمالاً با نمره‏ی یک ماشین شده، و پیراهنی که روی زمینه سفیدش پر از چهارخانه‏های ریز مشکی است. دکمه آخری یقه‏اش باز است و زیر پوش سفید رنگش خودش را نشان می‏دهد.

چشمهايش از شدت شرمندگى به پايين افتاده و ذلت از سراپايش مى‏بارد؛ و این آیه‏ی شریفه را به یادم می‏آورد که خاشِعَة ابصارُهُم تَرهَقُهُم ذِلَّة (سوره معارج، آیه44) ...

از اینکه خدا بار دیگر یکی از هزاران معجزه‏اش را به من نشان می‏داد، شاکر بودم؛ الحمدلله. دنیا چقدر کوچک است؛ و وعده‏های خدای قادر متعال چه زود محقق می‏شوند. دیروز «صدام»، امروز «عبدالمالک» و فردا سایر ظالمان ریز و درشت دنیا. برای خدا که فرقی نمی‏کند.

دور فلکی همه بر منهج عدل است / دل خوش دار که ظالم نبرد راه به مقصود

من 150 روز گروگان عبدالمالک بودم ... و دیگر حاضران، هریک عزیزی را با تیغ و تیر او از دست داده بودند... و این اولین و آخرین رویارویی ما با او بود، قبل از اعدامش...

* * *
شخصی به او می‏گوید: «ببین این افراد را می‏شناسی؟»
مرا می‏شناسد. بقیه را هم که نمی‏شناسد، من معرفی می‏کنم. دوباره سرش را شرمسارانه پایین می‏اندازد و نگاه مأیوسانه و درهم‏شکسته‏اش را به زمین می‏دوزد.

مادر «شهید نعمت پیغان» ـ از شهدای فاجعه تاسوکی ـ محکم و استوار او را مورد عتاب قرار می‏دهد و می‏گوید: «نفرین شده خدا! سرت را بلند کن! سرت را بلند کن و بگو چرا خون بی‏گناهان را بر زمین ریخته‏ای؟ مگر نمی‏فهمیدی که آن شب، عزیزانی را که تو خونشان بر زمین ریخته‏ای مادرانشان سفره انداخته بودند و منتظر عزیزانشان بودند؟ چرا چشمشان را بر در منتظر گذاشتی؟»

* * *
می‏پرسیم: «مردم استان ما جداً معتقدند که حرمت وطن، مثل حرمت مادر است. تو چطور حاضر شدی ادعای تجزیه‏طلبی کنی و خون بی‏گناهان را بر زمین بریزی و بگویی باید از این استان بروید؟ آیا کار خوبی کرده‏ای؟».
با صدایی آرام پاسخ می‏دهد: «ما در پاکستان درس خوانده بودیم و دچار تعصبات بودیم.» سکوت می‏کند و دوباره گردنش پایین می‏رود، انگار سرش روی گردنش سنگینی می‏کند.

می‏گوییم: «قبلاً می‏گفتی با آمریکا رابطه ندارم، الان خلافش ثابت شده و روشن شده که با دشمنان اسلام همکاری می‏کنی. این همه جنایت را به اسم خدا، به اسم اسلام، به اسم پیامبر رحمت و به اسم سنت پیامبر مرتکب شده‏ای، آیا این کار ظلم و خیانت به خدا نیست؟ آیا این کار ظلم و خیانت به پیامبر رحمت نیست؟ آیا این کار ظلم و خیانت به اسلام نیست؟ آیا این کار ظلم به شیعه و سنی نیست؟».

می‏گوید: «درست است.» و می‏پذیرد که به خدا و پیامبر و اسلام و نظام و مردم شیعه و سنی ظلم کرده است... و نتیجه اینکه: إِنَّهُ لا يُحِبُّ الظَّالِمينَ؛ خداوند ستمكاران را دوست ندارد (سوره شوری، آیه40)...

* * *
می‏گوییم: إِنَّ رَبَّكَ لَبالمِرصادِ؛ پروردگار همواره در كمين است (سوره فجر، آیه 14) ... چون آه مظلوم تا عرش بالا می‏رود و در ملکوت شنیده می‏شود و به همین دلیل در حدیث است که از ظلم بر کسی که جز خداوند پناهی ندارد، بترس!
و خداوند علاوه بر اینکه راجع به ظلم «سریع الحساب» است، «سریع العقاب» هم هست و به سرعت طعم تلخ ستم را به ظالم می‏چشاند.

می‏پرسیم: «شهید جابر قوی‏دل» پانزده ساله بود. پدر و مادر هم نداشت و یتیم بود.» چرا شهیدش کردی؟ و در تقدیر این یادآوری این کریمه بود که: فاما اليَتيمَ فَلا تَقْهَرْ؛ يتيم را ميازار و با او تندی مکن (سوره ضحی، آیه9) ... حالا هم اگر واقعاً پشیمانی و حقیقتاً معتقدی که کارهایت غلط بوده، با شیوه دستگیر شدن خودت، حقانیت، اقتدار و عزت ایران را دیده‏ای، پس باید تمام اطلاعاتی را که داری در اختیار نظام قرار بدهی و حرفی را ناگفته نگذاری».

دوباره با صدایی آرام می‏گوید: «من هرچه که بوده گفته‏ام»...

* * *
می‏گویم: « ما در راه خدا حاضریم جان خودمان را هدیه کنیم نه یک بار و دوبار بلکه هزاران بار. وقتی در چنگال شما هم اسیر بودیم این حرف را با زبان دیگری گفته‏ایم، جریان مرغابی را که یادت هست؟»...
و یادآور می‏شوم: «شهید کاوه را هم یادت هست که وقتی به او گفتید اگر کسی را بخواهیم بکشیم اسم چه کسی را می‏گویی، و او با صلابت گفته بود، اسم خودم را؟»

سری تکان می‏دهد و می‏گوید: «یادم هست، بله!»

* * *
مادران شهدا ـ که تا آخر ملاقات هم گریه نکردند ـ او را دوباره مورد عتاب و مؤاخذه قرار می‏دهند و از جمله می‏گویند: «تو را امام زمان از آسمان بر زمین نشاند. ما برای امام زمان نذر داده‏ بودیم که خدا تو را به جزای کارهای ننگینت برساند، پلید! چرا گلوی نعمت را پاره کرده بودی؟ ... چرا با قنداق تفنگ مسلمم را زده بودی؟ ... چرا؟ »
در تمام این مدت، عبدالمالک، مستأصل و ناامید و خجالت زده، در لباسی از خواری و ذلت و شرم، سر به زیر افکنده بود و هیچ حرفی برای گفتن نداشت؛ خاشِعَةً أَبْصارُهُمْ تَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ ... یکی دو باری نفسی عمیق می کشد و با انگشت‏هایش دستش را می‏فشرد...

* * *
مادر شهیدی نگاهی خشمناک به عبدالمالک می‏اندازد و تحقیرآمیز می‏گوید: من برای تو به اندازه یک پوسته تخمه هم ارزش قائل نیستم...
کسی بطری آب معدنی را از روی میز قهوه‏ای رنگ کوچکی که در وسط صندلی‏های متعدد اتاق قرار دارد برمی‏دارد و در لیوان شفاف یک‏بار مصرفی آب می‏ریزد و به مادر شهید تعارف می‏کند و می‏گوید: مادر شما فقط برای ما دعا کن!

مادر آب را با دستی لرزان می‏گیرد و چند جرعه‏ای می‏نوشد و خطاب به ریگی می‏گوید: «خدا نسلت را مثل نسل خار بسوزاند»...

در سیستان ما ، خار را از ریشه درمی‏آورند تا هیچ‏گاه سبز نشود و دوباره نروید. حالا این مادر شهید از خدا می‏خواهد که نسل عبدالمالک را نیست و نابود کند...

از خودم می‏پرسم: چرا انسان کاری کند که دیگران چنین سوزناک نفرینش کنند؟ ... ای انسان! چقدر می‏خواهی سقوط کنی؟ تا کجا؟

* * *
باید برود... عبدالمالک زود بلند می‏شود و با روحی سرافکنده که با دستان قدرتمند حقیقت، مچاله و درهم کوبیده هم شده است، راهی می‏شود.
یکی از رفقا می‏گوید: «خودش گفته اعدامش کنند.»

می‏پرسم: «چرا؟»

پاسخ می‏دهد: «احتمالاً به خاطر اینکه طاقت روبرو شدن با خانواده‏های شهدا و شنیدن حرف‏هایشان را ندارد.»

از دلم می‏گذرد: «دوزخيان هم فرشته عذاب را صدا می‏زنند و به او می‏گویند: از خدا بخواه كه ما را بميراند تا از عذاب نجات پیدا کنیم و جواب می‏شوند که: هرگز! ؛ وَ نادَوْا يا مالِكُ لِيَقْضِ عَلَيْنا رَبُّكَ قالَ إِنَّكُمْ ماكِثُونَ (سوره زخرف، آیه 77) ...

* * *
مادر یک شهید که چشمش به قلم و کاغذم می‏افتد، می‏گوید: این مطلب را هم از زبان من بنویس.
می‏نویسم:

امام زمان التماس دعا
آقا هر کجا باشی
کربلا باشی
کاظمین باشی
اگر در نجف سر قبر امیر عرب باشی
کنار قبر مادرت زهرا باشی
هر کجا باشی یاد ما هم باش
یاد مادران شهدا هم باش

التماس دعا ...


منبع خبر : تابناك - http://tabnak.ir/fa/pages/?cid=105664



 
اخبار مرتبط

دومين ريگي هم اعدام شد
منتشر شده در تاريخ: 05/07/1391

مجله فارین پالسی افشا می کند: تروریست های «ریگی» در کجا استخدام می شدند؟
منتشر شده در تاريخ: 25/10/1390

فرود هواپیمای حامل ریگی چگونه انجام گرفت؟
منتشر شده در تاريخ: 19/08/1389

آمريكا و سياست هاي د.گانه اش در مورد گروهك جند الشيطان
منتشر شده در تاريخ: 15/08/1389

جزییات عملیات مقتدرانه نیروی زمینی سپاه در جنوب شرق ایران
منتشر شده در تاريخ: 03/07/1389

وصف شهدای زاهدان قبل از شهادت از زبان خانواده هايشان
منتشر شده در تاريخ: 28/04/1389

تصاویر عاملان حادثه تروریستی زاهدان
منتشر شده در تاريخ: 26/04/1389

جزئیاتی از دادگاه و نحوه اعدام ریگی
منتشر شده در تاريخ: 31/03/1389

عبدالمالک ریگی بامداد امروز به دار مجازات آویخته شد
منتشر شده در تاريخ: 30/03/1389

عبدالحميد ريگي كه بود؟!
منتشر شده در تاريخ: 10/03/1389

ریگی در دادگاه: اشتباه کردم ، ببخشید!
منتشر شده در تاريخ: 08/03/1389

واکنش والدین همسر ریگی به اعدام وی+تصاوير
منتشر شده در تاريخ: 04/03/1389

عبدالحميد ريگي مجازات شد + عکس
منتشر شده در تاريخ: 03/03/1389

عبدالمالك ريگي:قراربود عکس بگیریم جنازه تحویل بدهیم(تصويري)
منتشر شده در تاريخ: 30/02/1389

بقاياي ريگي تهديد به بمبگذاري کردند!
منتشر شده در تاريخ: 12/02/1389

دستگيری عبدالمالک 2 در زاهدان
منتشر شده در تاريخ: 04/02/1389

ناگفته هایی جالب از چگونگی آزادی عطار زاده+تصاویر
منتشر شده در تاريخ: 28/01/1389

اعترافات ريگي به سازمان ملل رفت
منتشر شده در تاريخ: 25/01/1389

اعضاي ارشد گروهك ريگي امان نامه خواستند
منتشر شده در تاريخ: 22/01/1389

عکس های منتشرنشده ازنحوه آزادسازی ديپلمات ايراني/ تصاوير
منتشر شده در تاريخ: 18/01/1389

اقامت خانواده ریگی درامارات
منتشر شده در تاريخ: 17/01/1389

آخرين وضعيت خانواده عبدالمالك ريگي
منتشر شده در تاريخ: 09/01/1389

ناگفته‌هايي از جنايات ريگي توسط يكي از اسرا
منتشر شده در تاريخ: 26/12/1388

ريگي دكترای فلسفه گرفت
منتشر شده در تاريخ: 22/12/1388

جزئیات جدید از اعترافات ریگی
منتشر شده در تاريخ: 20/12/1388

جانشین ریگی برگزیده شد!
منتشر شده در تاريخ: 18/12/1388

ریگی از هرمزگان تا تهران مثل بلبل حرف زد
منتشر شده در تاريخ: 15/12/1388

نقش نیروهای امنیتی خانم، هنگام بازداشت ریگی
منتشر شده در تاريخ: 12/12/1388

ماموریت غیرممکن 4 با بازی" ریگی"/عکس
منتشر شده در تاريخ: 12/12/1388

ماجرای استخاره ریگی در هواپیما
منتشر شده در تاريخ: 11/12/1388

خبر جدید وزیر اطلاعات درباره گروهک ریگی
منتشر شده در تاريخ: 10/12/1388

چه کسی در قرقيزستان منتظر «ريگی» بود؟
منتشر شده در تاريخ: 10/12/1388

اقامه دعوی علیه كشورهای حامی ریگی
منتشر شده در تاريخ: 10/12/1388

سردرگمي گروهك ريگي پس از دستگيري وي
منتشر شده در تاريخ: 09/12/1388

درگیری ریگی با مهماندار هواپیما قبل از دستگیری
منتشر شده در تاريخ: 08/12/1388

واکنش جالب امارات 4 روز پس از دستگیری ریگی:فقط 2 ساعت در دوبی بود
منتشر شده در تاريخ: 08/12/1388

عملیات ویژه نیروی هوایی برای خالی کردن باک بنزین هواپیمای حامل ریگی
منتشر شده در تاريخ: 08/12/1388

ریگی:"مگر نمی‌گوييد امام زمان وجود دارد، پس بيايدمرا دستگير كند"
منتشر شده در تاريخ: 08/12/1388

پخش اختصاصی اعترافات عبدالمالک ریگی + عکس
منتشر شده در تاريخ: 06/12/1388

ریگی در هواپیما متوجه شد می‌خواهند دستگیرش کنند/خلبان دستور برج کنترل را اجرا نکرد وبه سمت دبی دورزد
منتشر شده در تاريخ: 06/12/1388

ریگی هفته پیش دستگیر شد یا بامداد سه شنبه؟
منتشر شده در تاريخ: 06/12/1388

حیرت بازماندگان گروهک ریگی
منتشر شده در تاريخ: 06/12/1388

دستگیری ریگی فیلم سینمایی میشود
منتشر شده در تاريخ: 06/12/1388

کاریکاتور: ریگ ریگی!
منتشر شده در تاريخ: 06/12/1388

گروهک جندالله مدعی شد : ریگی با همکاری آمریکا و انگلیس توسط ایران دستگیر شد!
منتشر شده در تاريخ: 05/12/1388

ریگی چگونه در آسمان ایران به دام افتاد؟ / هنگام دستگیری شوکه شده بود
منتشر شده در تاريخ: 05/12/1388

مهم ترین اتفاق کشور را به رئیس جمهور خبر ندادند؟
منتشر شده در تاريخ: 05/12/1388

عبدالمالک ریگی ؛ از جنایت تا دستگیری(+تصاویر)
منتشر شده در تاريخ: 04/12/1388

عبدالمالک ريگي دستگیر شد(تكميلي3)
منتشر شده در تاريخ: 04/12/1388

سلامی: ريگی سی دی مبتذل می فروخت
منتشر شده در تاريخ: 16/08/1388

درباره گروهك تروريستي جندالله
منتشر شده در تاريخ: 27/07/1388

تلاش ريگی برای رسيدن به تهران
منتشر شده در تاريخ: 19/05/1388

نگاهي به شكل‌گيري گروهك تروريستي جندالله
منتشر شده در تاريخ: 28/04/1388

اظهارات مادر زن " ریگی " درباره دامادش
منتشر شده در تاريخ: 23/04/1388

نويسنده كويتي الوطن:انفجار زاهدان حق ایران بود، حوادث بدتری در راه است!
منتشر شده در تاريخ: 11/03/1388

حمله شديداللحن ريگی به امام جمعه زاهدان
منتشر شده در تاريخ: 10/03/1388

ضربه مهلک نیروی انتظامی به گروه عبدالمالک ریگی
منتشر شده در تاريخ: 01/10/1387

سردار رادان: تمامی گروگان‌های سراوان به شهادت رسیده‌اند
منتشر شده در تاريخ: 16/09/1387

جزئيات بیشتر از تحويل ريگي به ايران
منتشر شده در تاريخ: 27/03/1387

16مامور ناجا به گروگان گرفته شدند
منتشر شده در تاريخ: 25/03/1387

تصميم پاكستان براي تحويل تروريست‌هاي جندالله به ايران
منتشر شده در تاريخ: 05/03/1387

اعلام متلاشي شدن گروه تروريستي جندالله در سراوان
منتشر شده در تاريخ: 23/09/1386

اخبار جديد در مورد گروه تروريستي جندالله به سركردگي عبدالمالك ريگي
منتشر شده در تاريخ: 06/08/1386

کشف بزرگ‌ترين منبع مالي عبدالمالک ريگي در ايران
منتشر شده در تاريخ: 24/07/1386